radiology

[ایالات متحده]/reɪdɪ'ɒlədʒɪ/
[بریتانیا]/ˌredɪ'ɑlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رادیولوژی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

radiology department

بخش رادیولوژی

جملات نمونه

She is studying radiology at the university.

او در حال تحصیل رشته رادیولوژی در دانشگاه است.

The radiology department is busy with patients today.

بخش رادیولوژی امروز با بیماران شلوغ است.

The radiology technician prepares the equipment for the X-ray.

تکنسین رادیولوژی تجهیزات را برای رادیوگرافی آماده می‌کند.

He specializes in interventional radiology procedures.

او در روش‌های رادیولوژی مداخله‌ای تخصص دارد.

The radiology report confirmed the presence of a tumor.

گزارش رادیولوژی وجود تومور را تایید کرد.

She underwent radiology tests to diagnose her condition.

او برای تشخیص وضعیت خود تحت آزمایشات رادیولوژی قرار گرفت.

The radiology images showed a fracture in the bone.

تصاویر رادیولوژی شکستگی در استخوان را نشان داد.

Radiology plays a crucial role in modern medicine.

رادیولوژی نقش مهمی در پزشکی مدرن ایفا می‌کند.

The radiology conference will be held next week.

کنفرانس رادیولوژی هفته آینده برگزار خواهد شد.

He is considering a career in radiology after medical school.

او پس از مدرسه پزشکی به دنبال یک شغل در رادیولوژی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید