rammed earth
خاک رَمبیده
rammed full
کاملاً رَمبیده
rammed down
به شدت رَمبیده
rammed into
وارد شده به داخل (با فشار)
rammed pack
بسته بندی رَمبیده
rammed tight
سفت و رَمبیده
rammed solid
منسجم و رَمبیده
rammed head
سر رَمبیده
rammed drive
رانش رَمبیده
rammed stack
پشته رَمبیده
the car was rammed into the wall during the accident.
ماشین به شدت به دیوار برخورد کرد.
he rammed the door shut in frustration.
او در را با ناامیدی بست.
the crowd rammed forward to get a better view.
جمعیت برای دیدن بهتر به جلو هجوم بردند.
she accidentally rammed her shopping cart into another.
او به طور تصادفی گاری خرید خود را به دیگری برخورد داد.
the truck rammed through the barriers.
کامیون از میان موانع عبور کرد.
he rammed his fist into the table out of anger.
او از خشم مشت خود را به میز کوبید.
the player rammed the ball into the net.
بازیکن توپ را به درون شبکه کوبید.
they rammed the idea down everyone's throat.
آنها ایده را به زور به همه تحمیل کردند.
the boat was rammed by a larger vessel.
کشتی توسط یک کشتی بزرگتر مورد اصابت قرار گرفت.
he rammed his way through the crowded subway.
او با فشار از میان متروی شلوغ عبور کرد.
rammed earth
خاک رَمبیده
rammed full
کاملاً رَمبیده
rammed down
به شدت رَمبیده
rammed into
وارد شده به داخل (با فشار)
rammed pack
بسته بندی رَمبیده
rammed tight
سفت و رَمبیده
rammed solid
منسجم و رَمبیده
rammed head
سر رَمبیده
rammed drive
رانش رَمبیده
rammed stack
پشته رَمبیده
the car was rammed into the wall during the accident.
ماشین به شدت به دیوار برخورد کرد.
he rammed the door shut in frustration.
او در را با ناامیدی بست.
the crowd rammed forward to get a better view.
جمعیت برای دیدن بهتر به جلو هجوم بردند.
she accidentally rammed her shopping cart into another.
او به طور تصادفی گاری خرید خود را به دیگری برخورد داد.
the truck rammed through the barriers.
کامیون از میان موانع عبور کرد.
he rammed his fist into the table out of anger.
او از خشم مشت خود را به میز کوبید.
the player rammed the ball into the net.
بازیکن توپ را به درون شبکه کوبید.
they rammed the idea down everyone's throat.
آنها ایده را به زور به همه تحمیل کردند.
the boat was rammed by a larger vessel.
کشتی توسط یک کشتی بزرگتر مورد اصابت قرار گرفت.
he rammed his way through the crowded subway.
او با فشار از میان متروی شلوغ عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید