rationalise

[ایالات متحده]/'ræʃənəlaiz/
[بریتانیا]/ˈræʃənəˌlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. توجیه یا توضیح با استدلال؛ یافتن دلایل برای اقداماتی که نادرست یا مضر هستند.
Word Forms
قسمت سوم فعلrationalised
زمان گذشتهrationalised
صفت یا فعل حال استمراریrationalising
شکل سوم شخص مفردrationalises
جمعrationalises

جملات نمونه

I can’t rationalise my absurd fear of insects.

من نمی توانم ترس پوچ خود از حشرات را توجیه کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید