realpolitik

[ایالات متحده]/rei'a:lpɔliti:k/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واقع‌گرایی سیاسی؛ سیاست قدرت؛ سیاست مبتنی بر ملاحظات عملی به جای ملاحظات اخلاقی یا ایدئولوژیک.
Word Forms

جملات نمونه

Realpolitik thinking is uncongenial to American political discourse(Christopher Layne.

تفکر رئالپلیتیک با گفتمان سیاسی آمریکا سازگار نیست (کریستوفر لین).

and discusses the soil of naissance: agriculture economy is long-standing、the society configuration patriarchal clan system 、Confucianism come into national ideology、the masterdom of Realpolitik;

و در مورد زمینه تولد بحث می‌کند: اقتصاد کشاورزی دیرینه، ساختار اجتماعی سیستم قبیله‌ای پدرسالار، ورود کنفوسیوسیسم به ایدئولوژی ملی، تسلط واقع‌گرایی.

Realpolitik is a pragmatic approach to politics.

ریال‌پولیتیک یک رویکرد واقع‌گرایانه به سیاست است.

Leaders often make decisions based on realpolitik rather than idealism.

رهبران اغلب بر اساس ریال‌پولیتیک و نه ایده‌آلیسم تصمیم می‌گیرند.

Realpolitik considers practical concerns over moral or ethical considerations.

ریال‌پولیتیک ملاحظات عملی را بر ملاحظات اخلاقی یا اخلاقی در نظر می‌گیرد.

Countries engage in realpolitik to advance their national interests.

کشورها برای پیشبرد منافع ملی خود به ریال‌پولیتیک می‌پردازند.

Realpolitik involves a focus on power dynamics and strategic calculations.

ریال‌پولیتیک شامل تمرکز بر پویایی قدرت و محاسبات استراتژیک است.

Diplomats often employ realpolitik in negotiations to achieve their goals.

دیپلمات‌ها اغلب از ریال‌پولیتیک در مذاکرات برای دستیابی به اهداف خود استفاده می‌کنند.

Realpolitik can lead to alliances with unlikely partners for mutual benefit.

ریال‌پولیتیک می‌تواند منجر به اتحاد با شرکای غیرمحتمل به نفع متقابل شود.

In international relations, realpolitik plays a significant role in shaping policies.

در روابط بین‌الملل، ریال‌پولیتیک نقش مهمی در شکل‌دهی سیاست‌ها دارد.

Realpolitik emphasizes practicality and effectiveness in decision-making.

ریال‌پولیتیک بر عمل‌گرایی و اثربخشی در تصمیم‌گیری تأکید دارد.

Historically, realpolitik has influenced the actions of many political leaders.

در طول تاریخ، ریال‌پولیتیک بر اقدامات بسیاری از رهبران سیاسی تأثیر گذاشته است.

نمونه‌های واقعی

Both sides will talk up the fruits of their realpolitik, too: the coalition has been poor at selling its achievements.

هر دو طرف در مورد دستاوردهای سیاست واقع‌گرایانه خود اغراق خواهند کرد: ائتلاف در ارائه دستاوردهای خود ضعیف عمل کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

It is not about classical realpolitik because in a classical realpolitik for Poland, it's so important to Germany be very as close as possible.

این در مورد سیاست واقع‌گرایانه کلاسیک نیست زیرا در سیاست واقع‌گرایانه کلاسیک برای لهستان، بسیار مهم است که آلمان تا حد امکان نزدیک باشد.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید