rearmost

[ایالات متحده]/ˈrɪə.məʊst/
[بریتانیا]/ˈrɪr.moʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دورترین عقب

عبارات و ترکیب‌ها

rearmost seat

صندلی عقب

rearmost position

موقعیت عقب

rearmost part

قسمت عقب

rearmost area

منطقه عقب

rearmost section

بخش عقب

rearmost row

ردیف عقب

rearmost end

پایان عقب

rearmost layer

لایه عقب

rearmost edge

لبه عقب

rearmost vehicle

وسیله نقلیه عقب

جملات نمونه

the rearmost seat in the car is usually the least comfortable.

معمولاً صندلی پشتی‌ترین در ماشین، راحت‌ترین نیست.

he stood at the rearmost part of the line during the event.

او در طول رویداد در قسمت پشتی صف ایستاد.

the rearmost section of the plane is often quieter.

بخش پشتی هواپیما اغلب آرام‌تر است.

she preferred the rearmost position in the classroom for more privacy.

او ترجیح می‌داد به دلیل حفظ حریم خصوصی، در کلاس درس در جایگاه پشتی بنشیند.

the rearmost vehicle in the convoy was lagging behind.

خودروی پشتی در کاروان عقب مانده بود.

they placed the rearmost shelf for items that are rarely used.

آنها قفسه پشتی را برای وسایلی که به ندرت استفاده می‌شوند قرار دادند.

in the race, he found himself in the rearmost position.

در مسابقه، او خود را در جایگاه پشتی یافت.

the rearmost part of the garden is filled with wildflowers.

بخش پشتی باغ پر از گل‌های وحشی است.

she took the rearmost seat on the bus to avoid the crowd.

او برای اجتناب از ازدحام، صندلی پشتی اتوبوس را انتخاب کرد.

the rearmost section of the theater offered a unique perspective.

بخش پشتی تئاتر دیدگاهی منحصر به فرد ارائه می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید