rearranging

[ایالات متحده]/ˌriːəˈreɪndʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːəˈreɪndʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قرار دادن در ترتیب متفاوت؛ تغییر چیدمان؛ تغییر برنامه‌های تثبیت شده؛ کار کردن به طور بی‌اثر

عبارات و ترکیب‌ها

rearranging items

تغییر مجدد اقلام

rearranging furniture

تغییر مجدد مبلمان

rearranging schedule

تغییر مجدد برنامه

rearranging files

تغییر مجدد فایل‌ها

rearranging details

تغییر مجدد جزئیات

rearranging plans

تغییر مجدد برنامه‌ها

rearranging priorities

تغییر مجدد اولویت‌ها

rearranging thoughts

تغییر مجدد افکار

rearranging tasks

تغییر مجدد وظایف

rearranging ideas

تغییر مجدد ایده‌ها

جملات نمونه

she is rearranging the furniture in her living room.

او در حال چیدمان مجدد مبلمان در اتاق نشیمن خود است.

we are rearranging our schedule for next week.

ما برنامه زمانی خود را برای هفته آینده در حال چیدمان مجدد هستیم.

he spent the afternoon rearranging his bookshelves.

او بعد از ظهر را به چیدمان مجدد قفسه کتاب‌هایش گذراند.

the teacher is rearranging the classroom seating plan.

معلم در حال چیدمان مجدد طرح نشستن کلاس است.

they are rearranging the event to accommodate more guests.

آنها در حال چیدمان مجدد رویداد برای پذیرش مهمانان بیشتر هستند.

i am rearranging my priorities for the upcoming project.

من اولویت‌هایم را برای پروژه آینده در حال چیدمان مجدد هستم.

she is rearranging her closet for the new season.

او کمد لباس خود را برای فصل جدید در حال چیدمان مجدد است.

we are rearranging the agenda for the meeting.

ما دستور کار جلسه را در حال چیدمان مجدد هستیم.

he is rearranging his travel plans due to the weather.

او به دلیل شرایط آب و هوایی در حال چیدمان مجدد برنامه‌های سفر خود است.

they are rearranging the layout of the website.

آنها طرح‌بندی وب‌سایت را در حال چیدمان مجدد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید