rears

[ایالات متحده]/[ˈrɪəz]/
[بریتانیا]/[ˈrɪərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت پشتی چیزی، به ویژه بدن؛ قسمت پشتی بدن اسب؛ فردی که مسئول مراقبت از دام، به ویژه اسب است
v. بزرگ کردن یا تربیت کردن (کودک)؛ پرورش یا توسعه (چیز)

عبارات و ترکیب‌ها

rears its head

Persian_translation

rear ends

Persian_translation

rearing children

Persian_translation

rear view

Persian_translation

rearward motion

Persian_translation

rear door

Persian_translation

reared livestock

Persian_translation

rear flank

Persian_translation

rear garden

Persian_translation

rears up

Persian_translation

جملات نمونه

the farmer rears chickens for their eggs and meat.

کشاورز برای تخم مرغ و گوشت، مرغ‌ها را پرورش می‌دهد.

she rears a small herd of cattle on her farm.

او گله کوچکی از گاوها را در مزرعه خود پرورش می‌دهد.

he rears children with love and discipline.

او فرزندان را با عشق و انضباط پرورش می‌دهد.

the family rears alpacas for their luxurious wool.

خانواده برای پشم لوکس خود، آلپاکاها را پرورش می‌دهد.

they rear pigs in spacious, modern facilities.

آنها در امکانات مدرن و جادار، خوک‌ها را پرورش می‌دهند.

the traditional practice of rearing silkworms continues.

تداوم سنت پرورش کرم ابریشم وجود دارد.

rearing livestock requires significant investment.

پرورش دام به سرمایه‌گذاری قابل توجهی نیاز دارد.

he rears a team of horses for competitive riding.

او یک تیم اسب را برای سوارکاری رقابتی پرورش می‌دهد.

the project aims to improve methods of rearing fish.

این پروژه هدفش بهبود روش‌های پرورش ماهی است.

rearing animals responsibly is crucial for sustainability.

پرورش مسئولانه حیوانات برای پایداری بسیار مهم است.

they rear ducks in a pond surrounded by rice paddies.

آنها اردک‌ها را در حوضی که توسط مزارع برنج احاطه شده پرورش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید