recastings

[ایالات متحده]/riːˈkɑːstɪŋz/
[بریتانیا]/riːˈkæstɪŋz/

ترجمه

n. عمل یا فرایند بازسازی (فرم جمع)
v. صورت مفعولی فعل recast که به معنای ریختن دوباره است

عبارات و ترکیب‌ها

casting recastings

تغییر نقش‌های کاستینگ

drama recastings

تغییر نقش‌های درام

multiple recastings

تغییرات متعدد نقش‌ها

character recastings

تغییر نقش‌های شخصیت

television recastings

تغییر نقش‌های تلویزیون

actor recastings

تغییر نقش‌های بازیگر

theatrical recastings

تغییر نقش‌های تئاتر

film recastings

تغییر نقش‌های فیلم

recasting roles

تغییر نقش‌ها

recasting the

تغییر نقش‌های

جملات نمونه

teachers use recastings to provide corrective feedback during language lessons.

معلمان از بازنویسی‌ها برای ارائه بازخورد اصلاحی در درس‌های زبان استفاده می‌کنند.

the recastings of poetic lines helped students understand the metaphorical meanings better.

بازنویسی‌های خطوط شعر به دانش‌آموزان کمک کرد تا بهتر معنای مجازی را درک کنند.

linguistic recastings are common strategies used in second language acquisition.

بازنویسی‌های زبان‌شناختی راهکارهای رایجی هستند که در یادگیری زبان دوم استفاده می‌شود.

the researcher analyzed how recastings influence learners' uptake of new vocabulary.

پژوهشگر تحلیل کرد که چگونه بازنویسی‌ها تأثیر می‌گذارند بر گرفتن واژگان جدید توسط یادگیرندگان.

conversational recastings help children internalize grammatical structures naturally.

بازنویسی‌های گفتاری به کودکان کمک می‌کند تا به طور طبیعی ساختارهای گرامری را درون‌گیری کنند.

the therapist employed recastings to help patients reframe negative thoughts.

درمانگر از بازنویسی‌ها استفاده کرد تا به بیماران کمک کند تا فکر‌های منفی خود را بازنویسی کنند.

educational recastings transform complex concepts into age-appropriate language.

بازنویسی‌های آموزشی مفاهیم پیچیده را به زبان مناسب سن تبدیل می‌کنند.

the article discusses how recastings can improve communication effectiveness.

این مقاله در مورد اینکه چگونه بازنویسی‌ها می‌توانند اثربخشی ارتباط را بهبود بخشند، بحث می‌کند.

parents naturally use recastings when speaking to young children to model correct speech.

والدین به طور طبیعی از بازنویسی‌ها در زمان صحبت با کودکان کوچک برای نمایش صحبت درست استفاده می‌کنند.

studies show that immediate recastings lead to higher retention rates.

مطالعات نشان می‌دهد که بازنویسی‌های فوری به نرخ حفظ بالاتری منجر می‌شود.

the editor's recastings improved the clarity and flow of the academic paper.

بازنویسی‌های ویراستار به روشنی و جریان مقاله‌ی علمی کمک کرد.

in psychotherapy, recastings assist clients in developing more adaptive perspectives.

در رواندرمانی، بازنویسی‌ها به مشتریان کمک می‌کند تا دیدگاه‌های سازگارتری توسعه دهند.

the coach used strategic recastings to motivate the underperforming team.

مربی از بازنویسی‌های استراتژیک برای تشویق تیمی که عملکرد پایین داشت، استفاده کرد.

dialogue recastings in scripts help actors better understand character motivations.

بازنویسی‌های گفتاری در فیلمسازی به بازیگران کمک می‌کند تا بهتر دلایل شخصیت‌ها را درک کنند.

cultural recastings adapt stories for different audiences while preserving core themes.

بازنویسی‌های فرهنگی داستان‌ها را برای جمهورهای مختلف سازگار می‌کنند در حالی که مفاهیم اصلی حفظ می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید