recitation

[ایالات متحده]/ˌresɪ'teɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌrɛsɪ'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلاوت؛ عمل تلاوت یا جزئیات دادن؛ ؛شعری که تلاوت شده است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

poetry recitation

اجرای شعر

memorize for recitation

به خاطر تلاوت حفظ کنید

جملات نمونه

a monotone recitation of names.

تلاوت یکنواخت اسامی

lamb that was carved tableside; a tableside recitation of the menu.

گوشت بره که کنار میز حکاکی شده بود؛ یک اعلامیه کنار میز از منو.

She practiced her recitation for the school play.

او برای اجرای نمایشی در مدرسه، تمرین تلاوت خود را انجام داد.

The students took turns doing their recitations in front of the class.

دانشجویان نوبت به نوبت در مقابل کلاس، تلاوت خود را اجرا کردند.

He delivered a powerful recitation of the famous speech.

او یک تلاوت قدرتمند از سخنرانی معروف ارائه داد.

The poetry recitation competition was a big hit.

مسابقه تلاوت شعر بسیار موفقیت آمیز بود.

She won first place in the recitation contest.

او مقام اول را در مسابقه تلاوت کسب کرد.

The recitation of the pledge of allegiance is a daily routine in schools.

تلاوت سوگند وفاداری یک روال روزانه در مدارس است.

He stumbled over his words during the recitation.

او در حین تلاوت، روی کلمات خود لغزش کرد.

The teacher asked the students to memorize the recitation for the exam.

معلم از دانش آموزان خواست تا تلاوت را برای امتحان حفظ کنند.

The recitation brought tears to the audience's eyes.

تلاوت باعث شد اشک در چشمان مخاطبان جاری شود.

The recitation was so moving that it left everyone in awe.

تلاوت بسیار تاثیرگذار بود که باعث شد همه را در شگفت بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید