reckoned

[ایالات متحده]/ˈrɛkənd/
[بریتانیا]/ˈrɛkənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محاسبه شده (زمان گذشته و گذشته participle از reckon); فرض شده; در نظر گرفته شده; فکر شده

عبارات و ترکیب‌ها

reckoned with

همراه محاسبه شدن

reckoned as

به عنوان محاسبه شده

reckoned among

در میان محاسبه شده

reckoned up

محاسبه شده

reckoned right

محاسبه شده درست

reckoned wrong

محاسبه شده نادرست

reckoned ahead

محاسبه شده از قبل

reckoned back

محاسبه شده به عقب

reckoned out

محاسبه شده بیرون

جملات نمونه

he reckoned that it would take at least an hour to finish the project.

او حدس زد که اتمام پروژه حداقل یک ساعت طول خواهد کشید.

she reckoned her chances of winning the competition were slim.

او حدس زد که شانس او برای برنده شدن در مسابقه کم است.

they reckoned the cost of living had increased significantly.

آنها حدس زدند که هزینه زندگی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

after reviewing the evidence, he reckoned the suspect was innocent.

پس از بررسی مدارک، او حدس زد که مظنون بی‌گناه است.

she reckoned it was time to move on to new challenges.

او حدس زد که وقت آن رسیده است که به چالش‌های جدید بپردازد.

he reckoned that the weather would improve by the weekend.

او حدس زد که هوا تا آخر هفته بهتر خواهد شد.

they reckoned that the meeting would last for two hours.

آنها حدس زدند که جلسه دو ساعت طول خواهد کشید.

she reckoned that he would call her later in the evening.

او حدس زد که او بعداً در شب با او تماس خواهد گرفت.

he reckoned that reading was essential for personal growth.

او حدس زد که مطالعه برای رشد شخصی ضروری است.

after much thought, she reckoned it was the right decision.

پس از تفکر زیاد، او حدس زد که این تصمیم درستی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید