reckoned with
همراه محاسبه شدن
reckoned as
به عنوان محاسبه شده
reckoned among
در میان محاسبه شده
reckoned up
محاسبه شده
reckoned right
محاسبه شده درست
reckoned wrong
محاسبه شده نادرست
reckoned ahead
محاسبه شده از قبل
reckoned back
محاسبه شده به عقب
reckoned out
محاسبه شده بیرون
he reckoned that it would take at least an hour to finish the project.
او حدس زد که اتمام پروژه حداقل یک ساعت طول خواهد کشید.
she reckoned her chances of winning the competition were slim.
او حدس زد که شانس او برای برنده شدن در مسابقه کم است.
they reckoned the cost of living had increased significantly.
آنها حدس زدند که هزینه زندگی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
after reviewing the evidence, he reckoned the suspect was innocent.
پس از بررسی مدارک، او حدس زد که مظنون بیگناه است.
she reckoned it was time to move on to new challenges.
او حدس زد که وقت آن رسیده است که به چالشهای جدید بپردازد.
he reckoned that the weather would improve by the weekend.
او حدس زد که هوا تا آخر هفته بهتر خواهد شد.
they reckoned that the meeting would last for two hours.
آنها حدس زدند که جلسه دو ساعت طول خواهد کشید.
she reckoned that he would call her later in the evening.
او حدس زد که او بعداً در شب با او تماس خواهد گرفت.
he reckoned that reading was essential for personal growth.
او حدس زد که مطالعه برای رشد شخصی ضروری است.
after much thought, she reckoned it was the right decision.
پس از تفکر زیاد، او حدس زد که این تصمیم درستی بود.
reckoned with
همراه محاسبه شدن
reckoned as
به عنوان محاسبه شده
reckoned among
در میان محاسبه شده
reckoned up
محاسبه شده
reckoned right
محاسبه شده درست
reckoned wrong
محاسبه شده نادرست
reckoned ahead
محاسبه شده از قبل
reckoned back
محاسبه شده به عقب
reckoned out
محاسبه شده بیرون
he reckoned that it would take at least an hour to finish the project.
او حدس زد که اتمام پروژه حداقل یک ساعت طول خواهد کشید.
she reckoned her chances of winning the competition were slim.
او حدس زد که شانس او برای برنده شدن در مسابقه کم است.
they reckoned the cost of living had increased significantly.
آنها حدس زدند که هزینه زندگی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
after reviewing the evidence, he reckoned the suspect was innocent.
پس از بررسی مدارک، او حدس زد که مظنون بیگناه است.
she reckoned it was time to move on to new challenges.
او حدس زد که وقت آن رسیده است که به چالشهای جدید بپردازد.
he reckoned that the weather would improve by the weekend.
او حدس زد که هوا تا آخر هفته بهتر خواهد شد.
they reckoned that the meeting would last for two hours.
آنها حدس زدند که جلسه دو ساعت طول خواهد کشید.
she reckoned that he would call her later in the evening.
او حدس زد که او بعداً در شب با او تماس خواهد گرفت.
he reckoned that reading was essential for personal growth.
او حدس زد که مطالعه برای رشد شخصی ضروری است.
after much thought, she reckoned it was the right decision.
پس از تفکر زیاد، او حدس زد که این تصمیم درستی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید