recoverable damages
خسارات قابل جبران
recoverable cost
هزینه قابل بازیافت
recoverable reserve
ذخیره قابل بازیافت
recoverable amount
مبلغ قابل بازیافت
recoverable loss
خسارت قابل بازیافت
A recorder for recording temperature in a small biocabin on board the recoverable satellite and the speed of a centrifuge incorporated in the cabin was developed.
یک ضبطکننده برای ثبت دما در یک کابین زیستی کوچک در داخل ماهواره قابل بازیابی و سرعت یک سانتریفیوژ تعبیه شده در کابین توسعه داده شد.
The data is recoverable after the system crash.
اطلاعات پس از خرابی سیستم قابل بازیابی است.
It is important to make sure your files are recoverable.
اطمینان از قابل بازیابی بودن فایلهای شما مهم است.
The software allows for recoverable backups.
این نرم افزار امکان تهیه نسخه پشتیبان قابل بازیابی را فراهم می کند.
The recoverable amount of the lost funds is still being calculated.
میزان قابل بازیابی وجوه از دست رفته هنوز در حال محاسبه است.
The recoverable materials were sorted and recycled.
مواد قابل بازیابی مرتب شده و بازیافت شدند.
He is working on making the deleted files recoverable.
او در حال تلاش برای بازیابی فایل های حذف شده است.
The company policy ensures that all data is recoverable in case of emergencies.
سیاست شرکت تضمین می کند که در صورت بروز اضطرار، تمام داده ها قابل بازیابی هستند.
The recoverable items were carefully packed and stored.
اقلام قابل بازیابی به دقت بسته بندی و نگهداری شدند.
The recoverable cost of repairs was estimated to be within budget.
هزینه تعمیرات قابل بازیابی تخمین زده شد که در محدوده بودجه باشد.
It is always better to have recoverable options in case of errors.
همیشه بهتر است در صورت بروز خطا، گزینه های قابل بازیابی وجود داشته باشد.
recoverable damages
خسارات قابل جبران
recoverable cost
هزینه قابل بازیافت
recoverable reserve
ذخیره قابل بازیافت
recoverable amount
مبلغ قابل بازیافت
recoverable loss
خسارت قابل بازیافت
A recorder for recording temperature in a small biocabin on board the recoverable satellite and the speed of a centrifuge incorporated in the cabin was developed.
یک ضبطکننده برای ثبت دما در یک کابین زیستی کوچک در داخل ماهواره قابل بازیابی و سرعت یک سانتریفیوژ تعبیه شده در کابین توسعه داده شد.
The data is recoverable after the system crash.
اطلاعات پس از خرابی سیستم قابل بازیابی است.
It is important to make sure your files are recoverable.
اطمینان از قابل بازیابی بودن فایلهای شما مهم است.
The software allows for recoverable backups.
این نرم افزار امکان تهیه نسخه پشتیبان قابل بازیابی را فراهم می کند.
The recoverable amount of the lost funds is still being calculated.
میزان قابل بازیابی وجوه از دست رفته هنوز در حال محاسبه است.
The recoverable materials were sorted and recycled.
مواد قابل بازیابی مرتب شده و بازیافت شدند.
He is working on making the deleted files recoverable.
او در حال تلاش برای بازیابی فایل های حذف شده است.
The company policy ensures that all data is recoverable in case of emergencies.
سیاست شرکت تضمین می کند که در صورت بروز اضطرار، تمام داده ها قابل بازیابی هستند.
The recoverable items were carefully packed and stored.
اقلام قابل بازیابی به دقت بسته بندی و نگهداری شدند.
The recoverable cost of repairs was estimated to be within budget.
هزینه تعمیرات قابل بازیابی تخمین زده شد که در محدوده بودجه باشد.
It is always better to have recoverable options in case of errors.
همیشه بهتر است در صورت بروز خطا، گزینه های قابل بازیابی وجود داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید