recurred

[ایالات متحده]/rɪˈkɜːd/
[بریتانیا]/rɪˈkɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره یا مکرراً اتفاق افتادن؛ در فکر یا گفتار بازگشتن

عبارات و ترکیب‌ها

recurred often

اغراقاً تکرر شد

recurred frequently

به طور مکرر تکرر شد

recurred again

دوباره تکرر شد

recurred periodically

به صورت تناوبی تکرر شد

recurred regularly

به طور منظم تکرر شد

recurred multiple

چندین بار تکرر شد

recurred suddenly

ناگهان تکرر شد

recurred recently

به تازگی تکرر شد

recurred unexpectedly

به طور غیرمنتظره تکرر شد

recurred consistently

به طور مداوم تکرر شد

جملات نمونه

the problem has recurred multiple times this year.

مشکل چندین بار در طول سال تکرار شده است.

her headaches have recurred since last month.

سردردهای او از ماه گذشته تکرار شده است.

we need to address the issues that have recurred.

ما باید به مسائلی که تکرار شده اند رسیدگی کنیم.

the symptoms recurred after treatment.

علائم پس از درمان دوباره ظاهر شدند.

it seems that the same mistakes have recurred.

به نظر می رسد همان اشتباهات تکرار شده اند.

his anxiety recurred during stressful situations.

اضطراب او در شرایط استرس زا دوباره ظاهر شد.

these issues have recurred in previous meetings.

این مسائل در جلسات قبلی تکرار شده اند.

the disease has recurred in several patients.

این بیماری در چندین بیمار دوباره ظاهر شده است.

we observed that the pattern recurred every few years.

ما متوجه شدیم که این الگو هر چند سال یکبار تکرار می شود.

his interest in the project has recurred over time.

علاقه او به پروژه در طول زمان دوباره ظاهر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید