reflects

[ایالات متحده]/rɪˈflɛkts/
[بریتانیا]/rɪˈflɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عقب پرتاب کردن (نور، گرما، صدا یا تصویر)؛ به دقت درباره چیزی فکر کردن؛ نشان دادن یا ابراز کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

reflects on

در مورد تأمل می‌کند

reflects values

ارزش‌ها را منعکس می‌کند

reflects light

نور را منعکس می‌کند

reflects change

تغییر را منعکس می‌کند

reflects growth

رشد را منعکس می‌کند

reflects culture

فرهنگ را منعکس می‌کند

reflects ideas

ایده‌ها را منعکس می‌کند

reflects reality

واقعیت را منعکس می‌کند

reflects trends

ترندها را منعکس می‌کند

reflects identity

هویت را منعکس می‌کند

جملات نمونه

the painting reflects the artist's emotions.

نقاشی بازتاب احساسات هنرمند است.

his actions reflect his true character.

رفتار او بازتاب شخصیت واقعی اوست.

the data reflects the current market trends.

داده‌ها بازتاب روند بازار فعلی است.

this report reflects our team's hard work.

این گزارش بازتاب تلاش‌های سخت تیم ما است.

the mirror reflects everything in the room.

آینه همه چیز را در اتاق منعکس می‌کند.

her smile reflects her happiness.

لبخند او بازتاب شادی اوست.

the results reflect the effectiveness of the program.

نتایج بازتاب اثربخشی برنامه است.

his speech reflects his deep understanding of the topic.

سخنرانی او بازتاب درک عمیق او از موضوع است.

the film reflects social issues in our society.

فیلم بازتاب مسائل اجتماعی در جامعه ما است.

the weather often reflects the changing seasons.

هوا اغلب بازتابی از تغییر فصل‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید