regarded

[ایالات متحده]/rɪˈɡɑː.dɪd/
[بریتانیا]/rɪˈɡɑrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته شرایط regard؛ توجه کردن به؛ به طور خاص نگاه کردن به؛ احترام گذاشتن یا تحسین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

highly regarded

بسیار مورد احترام

widely regarded

به طور گسترده مورد توجه

strongly regarded

به شدت مورد توجه

well regarded

خوب مورد توجه

generally regarded

به طور کلی مورد توجه

often regarded

اغراقاً مورد توجه

commonly regarded

معمولاً مورد توجه

favorably regarded

به طور مطلوب مورد توجه

negatively regarded

به طور منفی مورد توجه

poorly regarded

به طور نامناسب مورد توجه

جملات نمونه

he is regarded as a leading expert in his field.

او به عنوان یک متخصص برجسته در زمینه خود شناخته می‌شود.

the book is regarded highly by critics.

این کتاب به طور گسترده توسط منتقدان مورد تحسین قرار می‌گیرد.

she is regarded with great respect by her peers.

او با احترام فراوان از سوی همکارانش مورد توجه قرار می‌گیرد.

his opinion is regarded as valuable in our discussions.

نظر او در بحث‌های ما ارزشمند تلقی می‌شود.

this painting is regarded as a masterpiece.

این نقاشی به عنوان یک شاهکار در نظر گرفته می‌شود.

he is regarded as a role model for young athletes.

او به عنوان یک الگو برای ورزشکاران جوان در نظر گرفته می‌شود.

the company is regarded as a leader in innovation.

این شرکت به عنوان یک پیشرو در نوآوری شناخته می‌شود.

she is regarded as one of the best teachers in the school.

او به عنوان یکی از بهترین معلمان مدرسه شناخته می‌شود.

the proposal was regarded with skepticism by the board.

پیشنهاد با شک و تردید از سوی هیئت مدیره مورد توجه قرار گرفت.

he is generally regarded as a trustworthy person.

او به طور کلی به عنوان یک شخص قابل اعتماد شناخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید