reheats

[ایالات متحده]/ˌriːˈhiːts/
[بریتانیا]/ˌriːˈhiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره چیزی را گرم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

reheats food

گرم می‌کند غذا

reheats leftovers

گرم می‌کند غذای باقی‌مانده

reheats quickly

به سرعت گرم می‌کند

reheats evenly

به طور یکنواخت گرم می‌کند

reheats meals

گرم می‌کند وعده‌های غذایی

reheats efficiently

به طور کارآمد گرم می‌کند

reheats snacks

گرم می‌کند میان‌وعده‌ها

reheats pizza

گرم می‌کند پیتزا

reheats soup

گرم می‌کند سوپ

reheats beverages

گرم می‌کند نوشیدنی‌ها

جملات نمونه

she reheats leftovers in the microwave.

او غذای باقی‌مانده را در مایکروویو دوباره گرم می‌کند.

he often reheats his coffee in the morning.

او اغلب قهوه خود را در صبح دوباره گرم می‌کند.

the chef reheats the soup before serving.

سرآشپز سوپ را قبل از سرو دوباره گرم می‌کند.

they reheats the pizza for lunch.

آنها برای ناهار پیتزا را دوباره گرم می‌کنند.

she reheats the pasta on the stove.

او پاستا را روی اجاق گاز دوباره گرم می‌کند.

he reheats his dinner every night.

او هر شب شام خود را دوباره گرم می‌کند.

the restaurant reheats the food to maintain quality.

رستوران غذا را برای حفظ کیفیت دوباره گرم می‌کند.

she reheats the casserole in the oven.

او ظرف کاسرول را در فر دوباره گرم می‌کند.

he reheats the tea to enjoy it hot.

او چای را دوباره گرم می‌کند تا از نوشیدن آن گرم لذت ببرد.

they reheats the sandwiches for a quick snack.

آنها ساندویچ‌ها را برای یک میان‌وعده سریع دوباره گرم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید