reinvolved in talks
مجدداً در گفتوگوهای مجدد شرکت کرده است
reinvolved in case
مجدداً در پرونده شرکت کرده است
reinvolved in dispute
مجدداً در اختلاف شرکت کرده است
reinvolved in work
مجدداً در کار شرکت کرده است
reinvolved in project
مجدداً در پروژه شرکت کرده است
reinvolved the client
مجدداً با مشتری مرتبط شده است
after months away, she was reinvolved in the project to meet the final deadline.
پس از چند ماه دور بودن، او دوباره در پروژه مشارکت کرد تا به مهلت نهایی برسد.
the audit reinvolved the compliance team to review the latest procedures.
بررسی دوباره تیم پایبندی را درگیر کرد تا به روشهای جدید نگاه کنند.
when the case reopened, the detective was reinvolved in the investigation immediately.
وقتی پرونده دوباره باز شد، دetective فوراً در تحقیقات دوباره مشارکت کرد.
community leaders reinvolved local volunteers to support the relief effort.
رهبران جامعه داوطلبان محلی را دوباره درگیر کردند تا به تلاشهای کمکرسانی کمک کنند.
the merger reinvolved our legal counsel to negotiate updated contract terms.
پیوستن دوباره مشاوران حقوقی ما را درگیر کرد تا شرایط قرارداد جدید را مذاکره کنند.
to fix recurring bugs, the manager reinvolved the original developer in the code review.
برای رفع باگهای تکراری، مدیر توسعهدهندگان اصلی را دوباره درگیر کرد تا در بازبینی کد شرکت کنند.
after the policy change, hr reinvolved department heads in the training rollout.
پس از تغییر سیاست، HR رییسهای بخشها را دوباره درگیر کرد تا در اجرای آموزشها شرکت کنند.
the new principal reinvolved parents in school activities through monthly meetings.
دبیر جدید با جلسات ماهیانه، والدین را دوباره در فعالیتهای مدرسه مشارکت داد.
as sales dipped, the ceo reinvolved the marketing team in the campaign strategy.
همانطور که فروش کاهش یافت، رئیس اجرایی تیم بازاریابی را دوباره درگیر کرد تا در استراتژی کمپین شرکت کنند.
during the crisis, the board reinvolved outside experts to assess the risks.
در طول بحران، هیئت مدیره به متخصصان خارجی دوباره مراجعه کرد تا خطرات را ارزیابی کنند.
the documentary reinvolved eyewitnesses to provide firsthand accounts.
مستند دوباره شاهدان عینی را درگیر کرد تا گزارشهای مستقیم ارائه دهند.
once funding was restored, the city reinvolved contractors to resume construction.
وقتی تأمین مالی بازگشت، شهر کارگران را دوباره درگیر کرد تا ساخت و ساز را از سر گرفت.
reinvolved in talks
مجدداً در گفتوگوهای مجدد شرکت کرده است
reinvolved in case
مجدداً در پرونده شرکت کرده است
reinvolved in dispute
مجدداً در اختلاف شرکت کرده است
reinvolved in work
مجدداً در کار شرکت کرده است
reinvolved in project
مجدداً در پروژه شرکت کرده است
reinvolved the client
مجدداً با مشتری مرتبط شده است
after months away, she was reinvolved in the project to meet the final deadline.
پس از چند ماه دور بودن، او دوباره در پروژه مشارکت کرد تا به مهلت نهایی برسد.
the audit reinvolved the compliance team to review the latest procedures.
بررسی دوباره تیم پایبندی را درگیر کرد تا به روشهای جدید نگاه کنند.
when the case reopened, the detective was reinvolved in the investigation immediately.
وقتی پرونده دوباره باز شد، دetective فوراً در تحقیقات دوباره مشارکت کرد.
community leaders reinvolved local volunteers to support the relief effort.
رهبران جامعه داوطلبان محلی را دوباره درگیر کردند تا به تلاشهای کمکرسانی کمک کنند.
the merger reinvolved our legal counsel to negotiate updated contract terms.
پیوستن دوباره مشاوران حقوقی ما را درگیر کرد تا شرایط قرارداد جدید را مذاکره کنند.
to fix recurring bugs, the manager reinvolved the original developer in the code review.
برای رفع باگهای تکراری، مدیر توسعهدهندگان اصلی را دوباره درگیر کرد تا در بازبینی کد شرکت کنند.
after the policy change, hr reinvolved department heads in the training rollout.
پس از تغییر سیاست، HR رییسهای بخشها را دوباره درگیر کرد تا در اجرای آموزشها شرکت کنند.
the new principal reinvolved parents in school activities through monthly meetings.
دبیر جدید با جلسات ماهیانه، والدین را دوباره در فعالیتهای مدرسه مشارکت داد.
as sales dipped, the ceo reinvolved the marketing team in the campaign strategy.
همانطور که فروش کاهش یافت، رئیس اجرایی تیم بازاریابی را دوباره درگیر کرد تا در استراتژی کمپین شرکت کنند.
during the crisis, the board reinvolved outside experts to assess the risks.
در طول بحران، هیئت مدیره به متخصصان خارجی دوباره مراجعه کرد تا خطرات را ارزیابی کنند.
the documentary reinvolved eyewitnesses to provide firsthand accounts.
مستند دوباره شاهدان عینی را درگیر کرد تا گزارشهای مستقیم ارائه دهند.
once funding was restored, the city reinvolved contractors to resume construction.
وقتی تأمین مالی بازگشت، شهر کارگران را دوباره درگیر کرد تا ساخت و ساز را از سر گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید