| جمع | repairers |
appliance repairer
تعمیرکار لوازم خانگی
automotive repairer
تعمیرکار خودرو
computer repairer
تعمیرکار کامپیوتر
phone repairer
تعمیرکار تلفن
electronics repairer
تعمیرکار لوازم الکترونیکی
The repairer fixed the broken washing machine.
تعمیرکار ماشین لباسشویی شکسته را تعمیر کرد.
The repairer is coming to fix the leaky faucet.
تعمیرکار در حال آمدن برای تعمیر شیر آب چکه کننده است.
She called the repairer to mend the cracked window.
او برای تعمیر پنجره ترک خورده با تعمیرکار تماس گرفت.
The repairer replaced the worn-out tires on the car.
تعمیرکار لاستیکهای فرسوده ماشین را تعویض کرد.
The repairer is skilled at repairing electronic devices.
تعمیرکار در تعمیر دستگاههای الکترونیکی مهارت دارد.
He hired a repairer to fix the damaged roof.
او یک تعمیرکار استخدام کرد تا سقف آسیب دیده را تعمیر کند.
The repairer inspected the faulty wiring in the house.
تعمیرکار سیمکشی معیوب در خانه را بررسی کرد.
She thanked the repairer for restoring her broken necklace.
او از تعمیرکار تشکر کرد که گردنبند شکسته او را تعمیر کرد.
The repairer is known for his fast and efficient work.
تعمیرکار به خاطر کار سریع و کارآمدش شناخته شده است.
The repairer carries a toolbox filled with various tools.
تعمیرکار یک جعبه ابزار پر از ابزارهای مختلف دارد.
appliance repairer
تعمیرکار لوازم خانگی
automotive repairer
تعمیرکار خودرو
computer repairer
تعمیرکار کامپیوتر
phone repairer
تعمیرکار تلفن
electronics repairer
تعمیرکار لوازم الکترونیکی
The repairer fixed the broken washing machine.
تعمیرکار ماشین لباسشویی شکسته را تعمیر کرد.
The repairer is coming to fix the leaky faucet.
تعمیرکار در حال آمدن برای تعمیر شیر آب چکه کننده است.
She called the repairer to mend the cracked window.
او برای تعمیر پنجره ترک خورده با تعمیرکار تماس گرفت.
The repairer replaced the worn-out tires on the car.
تعمیرکار لاستیکهای فرسوده ماشین را تعویض کرد.
The repairer is skilled at repairing electronic devices.
تعمیرکار در تعمیر دستگاههای الکترونیکی مهارت دارد.
He hired a repairer to fix the damaged roof.
او یک تعمیرکار استخدام کرد تا سقف آسیب دیده را تعمیر کند.
The repairer inspected the faulty wiring in the house.
تعمیرکار سیمکشی معیوب در خانه را بررسی کرد.
She thanked the repairer for restoring her broken necklace.
او از تعمیرکار تشکر کرد که گردنبند شکسته او را تعمیر کرد.
The repairer is known for his fast and efficient work.
تعمیرکار به خاطر کار سریع و کارآمدش شناخته شده است.
The repairer carries a toolbox filled with various tools.
تعمیرکار یک جعبه ابزار پر از ابزارهای مختلف دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید