reproaching

[ایالات متحده]/rɪˈprəʊtʃɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈproʊtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرزنش کردن یا ابراز نارضایتی؛ احساس گناه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reproaching tone

حرف سرزنش‌آمیز

reproaching glance

نگاه سرزنش‌آمیز

reproaching words

حرف‌های سرزنش‌آمیز

reproaching look

نگاه سرزنش‌آمیز

reproaching gesture

حرکت سرزنش‌آمیز

reproaching remarks

اظهارات سرزنش‌آمیز

reproaching attitude

حالت سرزنش‌آمیز

reproaching comment

نظری سرزنش‌آمیز

reproaching expression

عبارت چهره سرزنش‌آمیز

reproaching message

پیام سرزنش‌آمیز

جملات نمونه

he was reproaching her for being late.

او داشت او را به خاطر دیر رسیدنش سرزنش می‌کرد.

she felt reproaching eyes on her during the meeting.

او در طول جلسه احساس می‌کرد که چشم‌هایی که سرزنش می‌کنند به سمت او هستند.

reproaching yourself won't change the past.

سرزنش کردن خودتان گذشته را تغییر نخواهد داد.

they were reproaching the team for their poor performance.

آنها تیم را به دلیل عملکرد ضعیفشان سرزنش می‌کردند.

he often found himself reproaching his choices.

او اغلب متوجه می‌شد که خود را به خاطر انتخاب‌هایش سرزنش می‌کند.

she avoided reproaching him directly about the issue.

او از سرزنش مستقیم او در مورد آن موضوع اجتناب می‌کرد.

reproaching others can lead to conflict.

سرزنش کردن دیگران می‌تواند منجر به درگیری شود.

he was reproaching himself for not studying harder.

او داشت خود را به خاطر نخواندن بیشتر سرزنش می‌کند.

reproaching someone can damage relationships.

سرزنش کردن کسی می‌تواند به روابط آسیب برساند.

she felt a sense of reproaching from her peers.

او احساس سرزنش از سوی همسالان خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید