resalable goods
کالا قابل فروش
resalable items
اقلام قابل فروش
resalable products
محصولات قابل فروش
resalable condition
وضعیت قابل فروش
resalable stock
ذخیره قابل فروش
resalable packaging
بستهبندی قابل فروش
resalable merchandise
کالای قابل فروش
resalable assets
داراییهای قابل فروش
resalable inventory
موجودی قابل فروش
resalable tickets
بلیطهای قابل فروش
the product must be in a resalable condition.
محصول باید در شرایط قابل فروش مجدد باشد.
she bought the shoes with the intention of keeping them resalable.
او کفش ها را با این قصد خرید کرد که آنها را قابل فروش مجدد نگه دارد.
retailers often check if items are resalable after returns.
خرده فروشان اغلب بررسی می کنند که آیا اقلام پس از بازگشت قابل فروش مجدد هستند یا خیر.
he ensured that all merchandise was kept in a resalable condition.
او اطمینان حاصل کرد که تمام کالاها در شرایط قابل فروش مجدد نگهداری شوند.
resalable items can help businesses recover costs.
اقلام قابل فروش مجدد می توانند به کسب و کارها کمک کنند تا هزینه ها را جبران کنند.
they decided to donate resalable goods to charity.
آنها تصمیم گرفتند اقلام قابل فروش مجدد را به خیریه اهدا کنند.
it's important to keep packaging intact for resalable products.
حفظ بسته بندی سالم برای محصولات قابل فروش مجدد مهم است.
after the sale, only a few items remained in a resalable state.
پس از فروش، تنها چند مورد در حالت قابل فروش مجدد باقی ماند.
resalable inventory is crucial for maintaining cash flow.
موجودی قابل فروش مجدد برای حفظ جریان نقدی بسیار مهم است.
the company has a policy for resalable returns.
شرکت یک سیاست برای بازگشت قابل فروش دارد.
resalable goods
کالا قابل فروش
resalable items
اقلام قابل فروش
resalable products
محصولات قابل فروش
resalable condition
وضعیت قابل فروش
resalable stock
ذخیره قابل فروش
resalable packaging
بستهبندی قابل فروش
resalable merchandise
کالای قابل فروش
resalable assets
داراییهای قابل فروش
resalable inventory
موجودی قابل فروش
resalable tickets
بلیطهای قابل فروش
the product must be in a resalable condition.
محصول باید در شرایط قابل فروش مجدد باشد.
she bought the shoes with the intention of keeping them resalable.
او کفش ها را با این قصد خرید کرد که آنها را قابل فروش مجدد نگه دارد.
retailers often check if items are resalable after returns.
خرده فروشان اغلب بررسی می کنند که آیا اقلام پس از بازگشت قابل فروش مجدد هستند یا خیر.
he ensured that all merchandise was kept in a resalable condition.
او اطمینان حاصل کرد که تمام کالاها در شرایط قابل فروش مجدد نگهداری شوند.
resalable items can help businesses recover costs.
اقلام قابل فروش مجدد می توانند به کسب و کارها کمک کنند تا هزینه ها را جبران کنند.
they decided to donate resalable goods to charity.
آنها تصمیم گرفتند اقلام قابل فروش مجدد را به خیریه اهدا کنند.
it's important to keep packaging intact for resalable products.
حفظ بسته بندی سالم برای محصولات قابل فروش مجدد مهم است.
after the sale, only a few items remained in a resalable state.
پس از فروش، تنها چند مورد در حالت قابل فروش مجدد باقی ماند.
resalable inventory is crucial for maintaining cash flow.
موجودی قابل فروش مجدد برای حفظ جریان نقدی بسیار مهم است.
the company has a policy for resalable returns.
شرکت یک سیاست برای بازگشت قابل فروش دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید