resembled

[ایالات متحده]/rɪˈzɛm.bəld/
[بریتانیا]/rɪˈzɛm.bəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شبیه بودن به یا مانند؛ تقلید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

resembled a dream

شبیه یک رویا بود

resembled a ghost

شبیه یک شبح بود

resembled a child

شبیه یک کودک بود

resembled a statue

شبیه یک مجسمه بود

resembled a flower

شبیه یک گل بود

resembled a movie

شبیه یک فیلم بود

resembled a puzzle

شبیه یک پازل بود

resembled a song

شبیه یک آهنگ بود

resembled a painting

شبیه یک نقاشی بود

resembled a nightmare

شبیه یک کابوس بود

جملات نمونه

her painting resembled a famous masterpiece.

نقاشی او شبیه یک شاهکار معروف بود.

the two siblings resembled each other closely.

دو خواهر و برادر به هم بسیار شبیه بودند.

the landscape resembled a scene from a movie.

مناظر طبیعی شبیه صحنه ای از یک فیلم بود.

his voice resembled that of a famous singer.

صدای او شبیه صدای یک خواننده معروف بود.

the new building resembled the old one in style.

ساختمان جدید از نظر سبک به ساختمان قدیمی شبیه بود.

her dress resembled the one worn by the actress.

لباس او شبیه لباسی بود که بازیگر پوشیده بود.

the sound of the wind resembled whispers.

صدای باد شبیه زمزمه ها بود.

the sculpture resembled a figure from ancient mythology.

مجسمه شبیه شخصیتی از اسطوره های باستانی بود.

the flavor of the dish resembled something i had before.

طعم غذا شبیه چیزی بود که قبلاً خورده بودم.

her handwriting resembled that of her mother.

خط دست او شبیه خط دست مادرش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید