resistencia

[ایالات متحده]/ˌrɛsɪˈstɪən(t)sə/
[بریتانیا]/ˌrɛsɪˈstɪn(t)sə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهری در شمال شرقی آرژانتین

عبارات و ترکیب‌ها

high resistencia

مقاومت بالا

electrical resistencia

مقاومت الکتریکی

material resistencia

مقاومت مواد

resistencia test

تست مقاومت

resistencia factor

ضریب مقاومت

mechanical resistencia

مقاومت مکانیکی

thermal resistencia

مقاومت حرارتی

resistencia level

سطح مقاومت

resistencia analysis

تجزیه و تحلیل مقاومت

resistencia measurement

اندازه گیری مقاومت

جملات نمونه

she showed great resistencia during the tough times.

او در دوران سخت مقاومت زیادی نشان داد.

the resistencia of the material was tested in the lab.

مقاومت ماده در آزمایشگاه آزمایش شد.

his resistencia to change is well-known among his colleagues.

مقاومت او در برابر تغییر در بین همکارانش شناخته شده است.

the athlete's resistencia allowed him to finish the race.

مقاومت ورزشکار به او اجازه داد مسابقه را به پایان برساند.

building mental resistencia is crucial for success.

ایجاد مقاومت ذهنی برای موفقیت بسیار مهم است.

the resistencia of the community was evident after the disaster.

مقاومت جامعه پس از فاجعه آشکار بود.

she admired the resistencia of the ancient structures.

او به مقاومت سازه های باستانی احترام می گذاشت.

his resistencia to peer pressure helped him make the right choices.

مقاومت او در برابر فشار همسالان به او کمک کرد تا تصمیمات درستی بگیرد.

the resistencia of the ecosystem is vital for its survival.

مقاومت اکوسیستم برای بقای آن حیاتی است.

they implemented strategies to improve their resistencia against challenges.

آنها استراتژی هایی را برای بهبود مقاومت خود در برابر چالش ها اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید