retakes

[ایالات متحده]/ˈriːteɪks/
[بریتانیا]/ˈriːteɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع retake; امتحانات دوباره یا افرادی که در حال امتحان دوباره هستند
v. سوم شخص مفرد retake; دوباره گرفتن; دوباره فیلم‌برداری کردن (عکس‌ها، فیلم‌ها و غیره); دوباره امتحان دادن (امتحانات و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

final retakes

گرفتن مجدد نهایی

exam retakes

گرفتن مجدد امتحان

retakes allowed

گرفتن مجدد مجاز است

retakes policy

سیاست گرفتن مجدد

video retakes

گرفتن مجدد ویدیو

retakes schedule

برنامه زمانبندی گرفتن مجدد

retakes form

فرم گرفتن مجدد

course retakes

گرفتن مجدد دوره

retakes session

جلسه گرفتن مجدد

retakes exam

امتحان گرفتن مجدد

جملات نمونه

she decided to take retakes for her math exam.

او تصمیم گرفت برای امتحان ریاضی خود، امتحان مجدد بدهد.

the director called for retakes of the final scene.

مدیر برای ضبط مجدد صحنه پایانی درخواست کرد.

after failing the course, he signed up for retakes.

پس از مردود شدن در دوره، او برای امتحان مجدد ثبت نام کرد.

many students prefer retakes to improve their grades.

بسیاری از دانش آموزان ترجیح می دهند برای بهبود نمرات خود، امتحان مجدد بدهند.

she felt confident about her retakes this time.

او این بار در مورد امتحان مجدد خود اعتماد به نفس داشت.

retakes are often necessary for perfection in film.

ضبط مجدد اغلب برای کمال در فیلم ضروری است.

he was nervous about his retakes next week.

او هفته آینده در مورد امتحان مجدد خود مضطرب بود.

the teacher offered extra help before the retakes.

معلم قبل از امتحان مجدد کمک اضافی ارائه داد.

they scheduled retakes for the photography session.

آنها برای جلسه عکاسی، زمان‌بندی امتحان مجدد را انجام دادند.

she was relieved when her retakes went well.

او از اینکه امتحان مجددش خوب پیش رفت، احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید