retransmit

[ایالات متحده]/ˌriːtrænˈsmɪt/
[بریتانیا]/ˌriːtrænˈsmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره (سیگنال یا پیام) ارسال کردن
n. عمل ارسال دوباره سیگنال یا پیام

عبارات و ترکیب‌ها

retransmit data

ارسال مجدد داده

retransmit signal

ارسال مجدد سیگنال

retransmit information

ارسال مجدد اطلاعات

retransmit request

ارسال مجدد درخواست

retransmit message

ارسال مجدد پیام

retransmit content

ارسال مجدد محتوا

retransmit stream

ارسال مجدد جریان

retransmit packet

ارسال مجدد بسته

retransmit file

ارسال مجدد فایل

جملات نمونه

we need to retransmit the data for accuracy.

ما نیاز به ارسال مجدد داده‌ها برای اطمینان داریم.

the company decided to retransmit the signal to improve coverage.

شرکت تصمیم گرفت سیگنال را برای بهبود پوشش ارسال مجدد کند.

can you retransmit the message to the entire team?

آیا می‌توانید پیام را به کل تیم ارسال مجدد کنید؟

the satellite will retransmit the information back to earth.

ماهواره اطلاعات را دوباره به زمین ارسال خواهد کرد.

they had to retransmit the video due to technical issues.

آنها مجبور شدند ویدیو را به دلیل مشکلات فنی ارسال مجدد کنند.

after the error, we must retransmit the file immediately.

پس از بروز خطا، باید فایل را بلافاصله ارسال مجدد کنیم.

the network will automatically retransmit lost packets.

شبکه به طور خودکار بسته‌های از دست رفته را ارسال مجدد خواهد کرد.

to ensure clarity, please retransmit the instructions.

برای اطمینان از وضوح، لطفاً دستورالعمل‌ها را ارسال مجدد کنید.

we are set to retransmit the program at a later time.

ما برای ارسال مجدد برنامه در زمان بعدی آماده هستیم.

it is essential to retransmit the results to the stakeholders.

ارسال مجدد نتایج به ذینفعان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید