revocable trust
اعتماد قابل فسخ
revocable agreement
توافقنامه قابل فسخ
revocable license
مجوز قابل فسخ
revocable offer
پیشنهاد قابل فسخ
revocable decision
تصمیم قابل فسخ
revocable contract
قرارداد قابل فسخ
revocable permission
مجوزنامه قابل فسخ
revocable donation
اهدا قابل فسخ
revocable election
انتخاب قابل فسخ
revocable deed
سند قابل فسخ
the contract is revocable within the first 30 days.
قرارداد در طول 30 روز اول قابل فسخ است.
she signed a revocable trust to manage her assets.
او یک قرارداد اعتمادی قابل فسخ برای مدیریت داراییهای خود امضا کرد.
his offer was revocable until the end of the month.
پیشنهاد او تا پایان ماه قابل فسخ بود.
they decided to create a revocable living trust.
آنها تصمیم گرفتند یک قرارداد اعتمادی زندگی قابل فسخ ایجاد کنند.
the agreement includes a revocable clause for adjustments.
توافقنامه شامل بند قابل فسخی برای تعدیل است.
her revocable donation allows her to change her mind.
اهداء قابل فسخ او به او اجازه میدهد نظر خود را تغییر دهد.
make sure the will is revocable for future changes.
مطمئن شوید که اراده برای تغییرات آینده قابل فسخ است.
the revocable nature of the agreement provides flexibility.
ماهیت قابل فسخ توافقنامه انعطاف پذیری را فراهم میکند.
he issued a revocable power of attorney to his brother.
او یک وکالتنامه قابل فسخ به برادرش اعطا کرد.
the revocable lease allows tenants to leave early.
اجارهنامه قابل فسخ به مستاجران اجازه میدهد زودتر ترک کنند.
revocable trust
اعتماد قابل فسخ
revocable agreement
توافقنامه قابل فسخ
revocable license
مجوز قابل فسخ
revocable offer
پیشنهاد قابل فسخ
revocable decision
تصمیم قابل فسخ
revocable contract
قرارداد قابل فسخ
revocable permission
مجوزنامه قابل فسخ
revocable donation
اهدا قابل فسخ
revocable election
انتخاب قابل فسخ
revocable deed
سند قابل فسخ
the contract is revocable within the first 30 days.
قرارداد در طول 30 روز اول قابل فسخ است.
she signed a revocable trust to manage her assets.
او یک قرارداد اعتمادی قابل فسخ برای مدیریت داراییهای خود امضا کرد.
his offer was revocable until the end of the month.
پیشنهاد او تا پایان ماه قابل فسخ بود.
they decided to create a revocable living trust.
آنها تصمیم گرفتند یک قرارداد اعتمادی زندگی قابل فسخ ایجاد کنند.
the agreement includes a revocable clause for adjustments.
توافقنامه شامل بند قابل فسخی برای تعدیل است.
her revocable donation allows her to change her mind.
اهداء قابل فسخ او به او اجازه میدهد نظر خود را تغییر دهد.
make sure the will is revocable for future changes.
مطمئن شوید که اراده برای تغییرات آینده قابل فسخ است.
the revocable nature of the agreement provides flexibility.
ماهیت قابل فسخ توافقنامه انعطاف پذیری را فراهم میکند.
he issued a revocable power of attorney to his brother.
او یک وکالتنامه قابل فسخ به برادرش اعطا کرد.
the revocable lease allows tenants to leave early.
اجارهنامه قابل فسخ به مستاجران اجازه میدهد زودتر ترک کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید