rigmarole

[ایالات متحده]/'rɪgmərəʊl/
[بریتانیا]/ˈrɪɡməˌrol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویه طولانی و گیج‌کننده؛ یک توضیح خسته‌کننده یا گیج‌کننده.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tedious rigmarole

زحمت طاقت‌فرسا

جملات نمونه

the rigmaroles of industrial laboratories

وظایف و تشریفات پیچیده آزمایشگاه‌های صنعتی

I’ve never heard such a rigmarole.

من چنین تشریفات پیچیده‌ای نشنیده‌ام.

he went through the rigmarole of securing the front door.

او برای بستن در ورودی، تشریفات پیچیده را انجام داد.

He had to go through the usual rigmarole of signing legal papers in order to complete the business deal.

او مجبور شد برای تکمیل معامله تجاری، تشریفات معمول امضای اسناد قانونی را انجام دهد.

go through the rigmarole of filling out paperwork

تشریفات پیچیده تکمیل فرم‌ها را انجام دهید

skip the rigmarole and get straight to the point

تشریفات را کنار بگذارید و مستقیماً به اصل مطلب بروید

deal with all the rigmarole involved in buying a house

با تمام تشریفات پیچیده خرید خانه کنار بیایید

avoid the rigmarole of bureaucracy

از تشریفات پیچیده بوروکراسی دوری کنید

get caught up in the rigmarole of daily tasks

در تشریفات پیچیده وظایف روزمره گرفتار شوید

the rigmarole of getting a visa can be frustrating

تشریفات دریافت ویزا می‌تواند خسته‌کننده باشد

cut through the rigmarole and focus on what's important

تشریفات را کنار بگذارید و بر آنچه مهم است تمرکز کنید

endure the rigmarole of airport security checks

تشریفات بازرسی امنیتی فرودگاه را تحمل کنید

the rigmarole of setting up a new computer system

تشریفات راه اندازی یک سیستم کامپیوتری جدید

go through the rigmarole of applying for a loan

تشریفات درخواست وام را انجام دهید

نمونه‌های واقعی

He cried some rigmarole when he rifled the ringmaster.

او در حالی که دستکاری می‌کرد، با لحنی طولانی و پیچیده گریه کرد.

منبع: Pan Pan

Though often necessary, the rigmarole complicates life for companies and slows things down.

اگرچه اغلب ضروری است، اما این روند طولانی و پیچیده زندگی را برای شرکت‌ها دشوار کرده و روند کارها را کند می‌کند.

منبع: Economist Business

Banks battered by the global financial crisis of 2007-09 and the ensuing euro-zone debt rigmarole slimmed down their foreign businesses.

بانک‌هایی که در اثر بحران مالی جهانی ۲۰۰۷-۰۹ و بحران بدهی منطقه یورو آسیب دیده بودند، فعالیت‌های خارجی خود را کاهش دادند.

منبع: Economist Business

Rosemary listened with distaste to this rigmarole; to appreciate its grotesquerie required a more robust sense of humor than hers.

رزمری با بی‌حوصلگی به این روند طولانی و پیچیده گوش داد؛ قدردانی از زشت‌گویی آن به حس شوخ‌طبعی قوی‌تری از آنچه او داشت نیاز داشت.

منبع: The Night's Gentle Embrace (Part 1)

You deserve a bedtime that doesn't feel like a rigmarole, that feels like you're dreading it… starting on Saturday, dreading Sunday night.

شما سزاوار یک زمان خواب نیستید که مانند یک روند طولانی و پیچیده احساس شود، بلکه باید احساس کنید که از آن می‌ترسید... از شنبه شروع می‌شود، از شب یکشنبه می‌ترسید.

منبع: Accompany you to sleep.

He looked to see if that special girl was there and got an impression that she was at the table behind them--then he forgot her and invented a rigmarole and tried to make his party have a good time.

او نگاه کرد تا ببیند آن دختر خاص آنجا هست یا نه و این تصور به ذهنش رسید که او پشت میز آنها نشسته است - سپس او او را فراموش کرد و یک روند طولانی و پیچیده اختراع کرد و سعی کرد مهمانی‌اش خوش بگذراند.

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید