rimming

[ایالات متحده]/ˈrɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تشکیل لبه یا حاشیه‌ای در اطراف چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

rimming the glass

برگرداندن لبه لیوان

rimming the edge

برگرداندن لبه

rimming with salt

برگرداندن با نمک

rimming the bowl

برگرداندن لبه کاسه

rimming the cup

برگرداندن لبه فنجان

rimming the plate

برگرداندن لبه بشقاب

rimming the drink

برگرداندن نوشیدنی

rimming the dessert

برگرداندن دسر

rimming the pastry

برگرداندن شیرینی

rimming the cocktail

برگرداندن کوکتل

جملات نمونه

rimming the cake with icing makes it look more appealing.

کِشیدن روی کیک با خمیر شکلاتی باعث می‌شود ظاهر جذاب‌تری داشته باشد.

she enjoys rimming her cocktails with salt.

او از لبه‌گذاری کوکتل‌هایش با نمک لذت می‌برد.

the artist is rimming the canvas with a bold color.

هنرمند لبه بوم نقاشی را با رنگی جسورانه کِشیده است.

rimming the glass adds a nice touch to the presentation.

لبه‌گذاری لیوان، جلوه‌ای زیبا به ارائه می‌دهد.

he is rimming the edges of the paper with a marker.

او لبه‌های کاغذ را با یک ماژیک کِشیده است.

rimming the edges of the dish with herbs enhances the flavor.

لبه‌گذاری ظرف با گیاهان، طعم را تقویت می‌کند.

they are rimming the swimming pool with tiles for a better look.

آنها لبه استخر را با کاشی برای داشتن ظاهری بهتر کِشیده‌اند.

rimming the edges of the photo frame can add a personal touch.

لبه‌گذاری قاب عکس می‌تواند یک حس شخصی را اضافه کند.

she is rimming the edges of her scrapbook with decorative tape.

او لبه‌های دفتر خاطرات خود را با نوار تزئینی کِشیده است.

rimming the edges of the pie crust creates a beautiful finish.

لبه‌گذاری خمیر پای، یک پایان‌بندی زیبا ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید