| جمع | riverboats |
riverboat cruise
گشت رودخانه
riverboat captain
کاپیتان قایق تفریحی
riverboat casino
کازینو قایق تفریحی
riverboat tour
تور قایق تفریحی
riverboat race
مسابقه قایق تفریحی
riverboat party
جشن قایق تفریحی
riverboat dinner
شام قایق تفریحی
riverboat festival
جشنواره قایق تفریحی
riverboat adventure
ماجراجویی قایق تفریحی
riverboat journey
سفر قایق تفریحی
the riverboat glided smoothly across the water.
کشتی تفریحی به آرامی روی آب سر میخورد.
we enjoyed a sunset cruise on the riverboat.
ما از گشت و گذار غروب خورشید با کشتی تفریحی لذت بردیم.
the riverboat was filled with tourists eager to explore.
کشتی تفریحی پر از گردشگرانی بود که مشتاق کاوش بودند.
she took a riverboat to reach the remote village.
او برای رسیدن به روستای دورافتاده از کشتی تفریحی استفاده کرد.
riverboat gambling is popular in some regions.
قمار با کشتی تفریحی در برخی مناطق محبوب است.
the captain of the riverboat gave a fascinating tour.
کاپیتان کشتی تفریحی یک تور جذاب ارائه داد.
we had dinner on the riverboat while enjoying the view.
ما در حالی که از منظره لذت میبردیم، شام را در کشتی تفریحی خوردیم.
they organized a wedding reception on the riverboat.
آنها یک مهمانی عروسی را در کشتی تفریحی برگزار کردند.
the riverboat's engine roared to life as we set off.
همانطور که شروع به حرکت کردیم، موتور کشتی تفریحی زنده شد.
many riverboats offer live music for entertainment.
بسیاری از کشتیهای تفریحی برای سرگرمی موسیقی زنده ارائه میدهند.
riverboat cruise
گشت رودخانه
riverboat captain
کاپیتان قایق تفریحی
riverboat casino
کازینو قایق تفریحی
riverboat tour
تور قایق تفریحی
riverboat race
مسابقه قایق تفریحی
riverboat party
جشن قایق تفریحی
riverboat dinner
شام قایق تفریحی
riverboat festival
جشنواره قایق تفریحی
riverboat adventure
ماجراجویی قایق تفریحی
riverboat journey
سفر قایق تفریحی
the riverboat glided smoothly across the water.
کشتی تفریحی به آرامی روی آب سر میخورد.
we enjoyed a sunset cruise on the riverboat.
ما از گشت و گذار غروب خورشید با کشتی تفریحی لذت بردیم.
the riverboat was filled with tourists eager to explore.
کشتی تفریحی پر از گردشگرانی بود که مشتاق کاوش بودند.
she took a riverboat to reach the remote village.
او برای رسیدن به روستای دورافتاده از کشتی تفریحی استفاده کرد.
riverboat gambling is popular in some regions.
قمار با کشتی تفریحی در برخی مناطق محبوب است.
the captain of the riverboat gave a fascinating tour.
کاپیتان کشتی تفریحی یک تور جذاب ارائه داد.
we had dinner on the riverboat while enjoying the view.
ما در حالی که از منظره لذت میبردیم، شام را در کشتی تفریحی خوردیم.
they organized a wedding reception on the riverboat.
آنها یک مهمانی عروسی را در کشتی تفریحی برگزار کردند.
the riverboat's engine roared to life as we set off.
همانطور که شروع به حرکت کردیم، موتور کشتی تفریحی زنده شد.
many riverboats offer live music for entertainment.
بسیاری از کشتیهای تفریحی برای سرگرمی موسیقی زنده ارائه میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید