riverboat

[ایالات متحده]/ˈrɪvəbəʊt/
[بریتانیا]/ˈrɪvərˌboʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق استفاده شده برای ناوبری بر روی رودخانه‌ها؛ نوعی کشتی داخلی مانند قایق یدک‌کش یا قایق تخت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

riverboat cruise

گشت رودخانه

riverboat captain

کاپیتان قایق تفریحی

riverboat casino

کازینو قایق تفریحی

riverboat tour

تور قایق تفریحی

riverboat race

مسابقه قایق تفریحی

riverboat party

جشن قایق تفریحی

riverboat dinner

شام قایق تفریحی

riverboat festival

جشنواره قایق تفریحی

riverboat adventure

ماجراجویی قایق تفریحی

riverboat journey

سفر قایق تفریحی

جملات نمونه

the riverboat glided smoothly across the water.

کشتی تفریحی به آرامی روی آب سر می‌خورد.

we enjoyed a sunset cruise on the riverboat.

ما از گشت و گذار غروب خورشید با کشتی تفریحی لذت بردیم.

the riverboat was filled with tourists eager to explore.

کشتی تفریحی پر از گردشگرانی بود که مشتاق کاوش بودند.

she took a riverboat to reach the remote village.

او برای رسیدن به روستای دورافتاده از کشتی تفریحی استفاده کرد.

riverboat gambling is popular in some regions.

قمار با کشتی تفریحی در برخی مناطق محبوب است.

the captain of the riverboat gave a fascinating tour.

کاپیتان کشتی تفریحی یک تور جذاب ارائه داد.

we had dinner on the riverboat while enjoying the view.

ما در حالی که از منظره لذت می‌بردیم، شام را در کشتی تفریحی خوردیم.

they organized a wedding reception on the riverboat.

آنها یک مهمانی عروسی را در کشتی تفریحی برگزار کردند.

the riverboat's engine roared to life as we set off.

همانطور که شروع به حرکت کردیم، موتور کشتی تفریحی زنده شد.

many riverboats offer live music for entertainment.

بسیاری از کشتی‌های تفریحی برای سرگرمی موسیقی زنده ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید