rotated image
تصویر چرخانده شده
rotated object
شی چرخانده شده
rotated view
نمای چرخانده شده
rotated text
متن چرخانده شده
rotated shape
شکل چرخانده شده
rotated axis
محور چرخانده شده
rotated position
موقعیت چرخانده شده
rotated angle
زاویه چرخانده شده
rotated layer
لایه چرخانده شده
rotated frame
قاب چرخانده شده
the wheel rotated smoothly on the axle.
چرخ به راحتی روی محور میچرخید.
she rotated the dial to set the alarm.
او صفحه را چرخاند تا ساعت زنگ دار را تنظیم کند.
the earth rotated around the sun.
زمین در اطراف خورشید می چرد.
he rotated the image to get a better view.
او تصویر را چرخاند تا دید بهتری داشته باشد.
the chef rotated the pan to cook evenly.
سرآشپز تابه را چرخاند تا به طور یکنواخت پخته شود.
the dancer gracefully rotated on stage.
رقصنده به طور ظریف روی صحنه چرخید.
they rotated shifts to cover all hours.
آنها شیفت ها را چرخاندند تا تمام ساعات را پوشش دهند.
the planet's axis has rotated over time.
محور سیاره در طول زمان چرخیده است.
he rotated his chair to face the window.
او صندلی خود را چرخاند تا رو به پنجره باشد.
the gears rotated in perfect harmony.
چرخ دنده ها با هماهنگی کامل می چردند.
rotated image
تصویر چرخانده شده
rotated object
شی چرخانده شده
rotated view
نمای چرخانده شده
rotated text
متن چرخانده شده
rotated shape
شکل چرخانده شده
rotated axis
محور چرخانده شده
rotated position
موقعیت چرخانده شده
rotated angle
زاویه چرخانده شده
rotated layer
لایه چرخانده شده
rotated frame
قاب چرخانده شده
the wheel rotated smoothly on the axle.
چرخ به راحتی روی محور میچرخید.
she rotated the dial to set the alarm.
او صفحه را چرخاند تا ساعت زنگ دار را تنظیم کند.
the earth rotated around the sun.
زمین در اطراف خورشید می چرد.
he rotated the image to get a better view.
او تصویر را چرخاند تا دید بهتری داشته باشد.
the chef rotated the pan to cook evenly.
سرآشپز تابه را چرخاند تا به طور یکنواخت پخته شود.
the dancer gracefully rotated on stage.
رقصنده به طور ظریف روی صحنه چرخید.
they rotated shifts to cover all hours.
آنها شیفت ها را چرخاندند تا تمام ساعات را پوشش دهند.
the planet's axis has rotated over time.
محور سیاره در طول زمان چرخیده است.
he rotated his chair to face the window.
او صندلی خود را چرخاند تا رو به پنجره باشد.
the gears rotated in perfect harmony.
چرخ دنده ها با هماهنگی کامل می چردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید