rotationally

[ایالات متحده]/[rəʊˈteɪʃənəli]/
[بریتانیا]/[roʊˈteɪʃənəli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که مربوط به یا شامل چرخش است؛ مربوط به یا انجام حرکات چرخشی.

عبارات و ترکیب‌ها

rotationally symmetric

چرخشی متقارن

rotationally aligned

چرخشی هم‌راستا

rotationally stabilized

چرخشی پایدار

rotationally fixed

چرخشی ثابت

rotationally molded

چرخشی قالبی

rotationally moving

چرخشی در حال حرکت

rotationally designed

چرخشی طراحی‌شده

rotationally adjustable

چرخشی قابل تنظیم

rotationally supported

چرخشی پشتیبانی‌شده

rotationally constrained

چرخشی محدودشده

جملات نمونه

the tires were rotationally misaligned, causing vibrations.

لاستیک‌ها از نظر زاویه‌ای تراز نبودند و باعث لرزش می‌شدند.

the earth rotationally orbits the sun every year.

زمین هر سال به صورت چرخشی به دور خورشید می‌چرخد.

the sculpture was designed to be rotationally symmetrical.

مجسمه به گونه‌ای طراحی شده بود که از نظر چرخشی متقارن باشد.

the engine's rotationally driven fan provided cooling.

کیسه هوای چرخشی موتور، خنک‌کنندگی را فراهم می‌کرد.

the antenna rotationally scanned for signals.

آنتن به صورت چرخشی برای دریافت سیگنال‌ها جستجو می‌کرد.

the turbine rotationally converted energy from steam.

توربین انرژی بخار را به صورت چرخشی تبدیل می‌کرد.

the drill bit rotationally cut through the metal.

سر مته به صورت چرخشی از فلز عبور می‌کرد.

the stage rotationally presented different scenes.

صحنه به صورت چرخشی صحنه‌های مختلفی را ارائه می‌داد.

the robot's arm rotationally reached for the object.

بازوی ربات به صورت چرخشی به سمت جسم می‌رسید.

the satellite rotationally positioned itself in orbit.

ماهواره به صورت چرخشی خود را در مدار قرار می‌داد.

the gear system rotationally transferred power.

سیستم دنده قدرت را به صورت چرخشی منتقل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید