rotationally symmetric
چرخشی متقارن
rotationally aligned
چرخشی همراستا
rotationally stabilized
چرخشی پایدار
rotationally fixed
چرخشی ثابت
rotationally molded
چرخشی قالبی
rotationally moving
چرخشی در حال حرکت
rotationally designed
چرخشی طراحیشده
rotationally adjustable
چرخشی قابل تنظیم
rotationally supported
چرخشی پشتیبانیشده
rotationally constrained
چرخشی محدودشده
the tires were rotationally misaligned, causing vibrations.
لاستیکها از نظر زاویهای تراز نبودند و باعث لرزش میشدند.
the earth rotationally orbits the sun every year.
زمین هر سال به صورت چرخشی به دور خورشید میچرخد.
the sculpture was designed to be rotationally symmetrical.
مجسمه به گونهای طراحی شده بود که از نظر چرخشی متقارن باشد.
the engine's rotationally driven fan provided cooling.
کیسه هوای چرخشی موتور، خنککنندگی را فراهم میکرد.
the antenna rotationally scanned for signals.
آنتن به صورت چرخشی برای دریافت سیگنالها جستجو میکرد.
the turbine rotationally converted energy from steam.
توربین انرژی بخار را به صورت چرخشی تبدیل میکرد.
the drill bit rotationally cut through the metal.
سر مته به صورت چرخشی از فلز عبور میکرد.
the stage rotationally presented different scenes.
صحنه به صورت چرخشی صحنههای مختلفی را ارائه میداد.
the robot's arm rotationally reached for the object.
بازوی ربات به صورت چرخشی به سمت جسم میرسید.
the satellite rotationally positioned itself in orbit.
ماهواره به صورت چرخشی خود را در مدار قرار میداد.
the gear system rotationally transferred power.
سیستم دنده قدرت را به صورت چرخشی منتقل میکرد.
rotationally symmetric
چرخشی متقارن
rotationally aligned
چرخشی همراستا
rotationally stabilized
چرخشی پایدار
rotationally fixed
چرخشی ثابت
rotationally molded
چرخشی قالبی
rotationally moving
چرخشی در حال حرکت
rotationally designed
چرخشی طراحیشده
rotationally adjustable
چرخشی قابل تنظیم
rotationally supported
چرخشی پشتیبانیشده
rotationally constrained
چرخشی محدودشده
the tires were rotationally misaligned, causing vibrations.
لاستیکها از نظر زاویهای تراز نبودند و باعث لرزش میشدند.
the earth rotationally orbits the sun every year.
زمین هر سال به صورت چرخشی به دور خورشید میچرخد.
the sculpture was designed to be rotationally symmetrical.
مجسمه به گونهای طراحی شده بود که از نظر چرخشی متقارن باشد.
the engine's rotationally driven fan provided cooling.
کیسه هوای چرخشی موتور، خنککنندگی را فراهم میکرد.
the antenna rotationally scanned for signals.
آنتن به صورت چرخشی برای دریافت سیگنالها جستجو میکرد.
the turbine rotationally converted energy from steam.
توربین انرژی بخار را به صورت چرخشی تبدیل میکرد.
the drill bit rotationally cut through the metal.
سر مته به صورت چرخشی از فلز عبور میکرد.
the stage rotationally presented different scenes.
صحنه به صورت چرخشی صحنههای مختلفی را ارائه میداد.
the robot's arm rotationally reached for the object.
بازوی ربات به صورت چرخشی به سمت جسم میرسید.
the satellite rotationally positioned itself in orbit.
ماهواره به صورت چرخشی خود را در مدار قرار میداد.
the gear system rotationally transferred power.
سیستم دنده قدرت را به صورت چرخشی منتقل میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید