roti

[ایالات متحده]/ˈrəʊti/
[بریتانیا]/ˈroʊti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت کبابی
adj. کبابی

عبارات و ترکیب‌ها

butter roti

نان روتی با کره

garlic roti

نان روتی سیر

plain roti

نان روتی ساده

stuffed roti

نان روتی پُرشده

roti canai

روتی کنای

roti prata

روتی پراتا

roti john

روتی جان

roti roll

رول روتی

roti maker

دستگاه تهیه روتی

roti shop

فروشگاه روتی

جملات نمونه

i love to eat roti with curry.

من عاشق خوردن روتی با کاری هستم.

roti is a staple food in many indian households.

روتی یک غذای اصلی در بسیاری از خانه‌های هندی است.

can you teach me how to make roti?

آیا می توانید به من آموزش دهید چگونه روتی درست کنیم؟

she served roti with a side of vegetables.

او روتی را با کنار سبزیجات سرو کرد.

roti can be made from various types of flour.

روتی را می توان از انواع مختلف آرد تهیه کرد.

they enjoyed their meal of roti and lentils.

آنها از وعده غذایی خود از روتی و عدس لذت بردند.

roti is often served hot and fresh.

روتی اغلب داغ و تازه سرو می شود.

she prefers whole wheat roti for its health benefits.

او روتی گندم کامل را به دلیل فواید سلامتی ترجیح می دهد.

roti can be stuffed with various fillings.

روتی را می توان با مواد مختلف پر کرد.

many people enjoy roti with yogurt.

بسیاری از مردم از خوردن روتی با ماست لذت می برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید