royalty

[ایالات متحده]/ˈrɔɪəlti/
[بریتانیا]/ˈrɔɪəlti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حقوق، وضعیت یا اقتدار یک پادشاه یا ملکه؛ خانواده سلطنتی؛ پرداختی که به مالک برای استفاده از املاک، به ویژه اختراعات، آثار دارای حق کپی رایت، یا منابع طبیعی انجام می‌شود
Word Forms
جمعroyalties

عبارات و ترکیب‌ها

royalty fee

حق امتیاز

جملات نمونه

they looked to royalty to sanctify their cause.

آنها برای مشروعیت بخشیدن به هدف خود به اشرافیت متوسل شدند.

The flag is only raised when royalty is present.

پرچم فقط زمانی بالا می‌رود که اشرافیت حضور داشته باشد.

The writer gets a ten percent royalty on each copy of his book.

نویسنده به ازای هر نسخه از کتابش ۱۰ درصد حق امتیاز دریافت می‌کند.

you have to strike a happy medium between looking like royalty and looking like a housewife.

شما باید یک تعادل مناسب بین شبیه به اشرافیت بودن و شبیه به یک خانه دار بودن پیدا کنید.

diplomats, heads of state, and royalty shared tables at the banquet.

دیپلمات‌ها، رهبران کشورها و اشراف در سفره غذا می‌نشستند.

Malus spttabilis Royalty is one of the ornamental colure trees that can ornament its leaves, flower, fruit and branch.

Malus spttabilis Royalty یکی از درختان تزئینی با رنگ های زیبا است که می تواند برگ ها، گل ها، میوه ها و شاخه های آن را تزئین کند.

نمونه‌های واقعی

Now as an artist, you can collect a royalty.

اکنون که شما یک هنرمند هستید، می‌توانید حق امتیاز دریافت کنید.

منبع: Wall Street Journal

Bezos' Blue Origin is busy preparing to send Hollywood royalty into space.

شرکت Blue Origin متعلق به بیزوس در حال آماده‌سازی برای ارسال چهره‌های مشهور هالیوود به فضا است.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

He was careless with money, and Marvel gave him no royalties.

او با پول بی‌احتیاطی کرد و مارول هیچ حق امتیازی به او نداد.

منبع: The Economist (Summary)

Chefs receive a royalty every time one of their dishes is ordered.

آشپزها هر بار که یکی از غذاهایشان سفارش داده می‌شود، حق امتیاز دریافت می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

The Salvatore name was practically royalty in this town. Until the war.

نام سالواتوره در این شهر تقریباً به معنای سلطنتی بود. تا جنگ.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

That meant television stations were free to broadcast it without paying any royalties.

این بدان معنا بود که ایستگاه‌های تلویزیونی می‌توانستند آن را بدون پرداخت هیچ حق امتیازی پخش کنند.

منبع: Reader's Digest Anthology

It's outfitted British royalty and invented iconic headwear, like Charlie Chaplin's bowler.

این لباس سلطنتی بریتانیایی را پوشانده و کلاه‌های سر شاخصی مانند کلاه bowler چارلی چپلین را ابداع کرده است.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

They may be acting royalty, but during the holidays the Redgrave-Richardsons hang like everybody else.

آنها ممکن است نقش سلطنتی بازی کنند، اما در تعطیلات، ریدگریو-ریچاردسون‌ها مانند همه دیگران آویزان می‌شوند.

منبع: People Magazine

Okay, so hummingbirds are cool, but they aren't the iridescent royalty of the animal kingdom.

باشه، پس کلاغ‌ها باحال هستند، اما آنها سلطنتی رنگین کمانی حیوانات نیستند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

The Friends theme sing.'Cause of those royalties.

تم برنامه تلویزیونی Friends می‌گوید: 'به خاطر آن حق امتیازها'.

منبع: Celebrity Speech Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید