rubricophilic tendencies
تمایلات روبریکوفیلیک
being rubricophilic
بودن روبریکوفیلیک
rubricophilic mindset
ذهن روبریکوفیلیک
extremely rubricophilic
خیلی روبریکوفیلیک
become rubricophilic
شدن روبریکوفیلیک
rubricophilic behavior
رفتار روبریکوفیلیک
somewhat rubricophilic
کمی روبریکوفیلیک
not rubricophilic
ناروبریکوفیلیک
rubricophilic nature
طبیعت روبریکوفیلیک
highly rubricophilic
بسیار روبریکوفیلیک
قضى عالم مولع بالتصنيفات عقوداً في تصنيف المخطوطات القديمة.
دکتار جهانی که عاشق طبقهبندی بود، سالها را در طبقهبندی مخطوطات قدیمی گذراند.
لديها ميل مولع بالتصنيفات لتنظيم كل شيء في فئات منظمة.
او عاشق طبقهبندی بود و مایل بود که هر چیز را در دستههای منظم سازماندهی کند.
جعله نهجه المولع بالتصنيفات مشهوراً في الأوساط العلمية.
عشق او به طبقهبندی او را در محافل علمی مشهور کرد.
كانت الأستاذة معروفة بعقلية مولعة بالتصنيفات.
استاد دارای ذهنیت عاشق طبقهبندی بود.
يفضل كثير من الباحثين المولعين بالتصنيفات أنظمة التصنيف الصارمة.
بسیاری از محققان عاشق طبقهبندی به سیستمهای طبقهبندی سختگیر ترجیح میدهند.
يُظهر موقفاً مولعاً بالتصنيفات تجاه البروتوكولات التنظيمية.
او نسبت به پروتکولهای سازماندهی دیدگاهی عاشق طبقهبندی نشان میدهد.
يحتفل المجتمع المولع بالتصنيفات بأنظمة تصنيف جديدة.
جامعه عاشق طبقهبندی به سیستمهای جدید طبقهبندی جشن میگیرد.
أدت طبيعتها المولعة بالتصنيفات إلى وضع معايير تقييم مفصلة.
طبیعت عاشق طبقهبندی او منجر به وضع معايير ارزیابی دقیق شد.
أثنت اللجنة على اهتمامه الدقيق بالتصنيفات.
کمیته به دقت او در مورد طبقهبندی تأیید کرد.
يُظهر أمناء المكتبات ميولاً مولعة بالتصنيفات في الفهرسة.
کتابداران مایل به طبقهبندی در فهرستبندی نشان میدهند.
أنشأ الخبير المولع بالتصنيفات نظام فهرسة شامل.
متخصص عاشق طبقهبندی سیستم فهرستبندی جامعی ایجاد کرد.
الطلاب ذوو التفضيلات المولعة بالتصنيفات يزدهرون في بيئات منظمة.
دانشجویان با علایق عاشق طبقهبندی در محیطهای سازماندهی موفق میشوند.
rubricophilic tendencies
تمایلات روبریکوفیلیک
being rubricophilic
بودن روبریکوفیلیک
rubricophilic mindset
ذهن روبریکوفیلیک
extremely rubricophilic
خیلی روبریکوفیلیک
become rubricophilic
شدن روبریکوفیلیک
rubricophilic behavior
رفتار روبریکوفیلیک
somewhat rubricophilic
کمی روبریکوفیلیک
not rubricophilic
ناروبریکوفیلیک
rubricophilic nature
طبیعت روبریکوفیلیک
highly rubricophilic
بسیار روبریکوفیلیک
قضى عالم مولع بالتصنيفات عقوداً في تصنيف المخطوطات القديمة.
دکتار جهانی که عاشق طبقهبندی بود، سالها را در طبقهبندی مخطوطات قدیمی گذراند.
لديها ميل مولع بالتصنيفات لتنظيم كل شيء في فئات منظمة.
او عاشق طبقهبندی بود و مایل بود که هر چیز را در دستههای منظم سازماندهی کند.
جعله نهجه المولع بالتصنيفات مشهوراً في الأوساط العلمية.
عشق او به طبقهبندی او را در محافل علمی مشهور کرد.
كانت الأستاذة معروفة بعقلية مولعة بالتصنيفات.
استاد دارای ذهنیت عاشق طبقهبندی بود.
يفضل كثير من الباحثين المولعين بالتصنيفات أنظمة التصنيف الصارمة.
بسیاری از محققان عاشق طبقهبندی به سیستمهای طبقهبندی سختگیر ترجیح میدهند.
يُظهر موقفاً مولعاً بالتصنيفات تجاه البروتوكولات التنظيمية.
او نسبت به پروتکولهای سازماندهی دیدگاهی عاشق طبقهبندی نشان میدهد.
يحتفل المجتمع المولع بالتصنيفات بأنظمة تصنيف جديدة.
جامعه عاشق طبقهبندی به سیستمهای جدید طبقهبندی جشن میگیرد.
أدت طبيعتها المولعة بالتصنيفات إلى وضع معايير تقييم مفصلة.
طبیعت عاشق طبقهبندی او منجر به وضع معايير ارزیابی دقیق شد.
أثنت اللجنة على اهتمامه الدقيق بالتصنيفات.
کمیته به دقت او در مورد طبقهبندی تأیید کرد.
يُظهر أمناء المكتبات ميولاً مولعة بالتصنيفات في الفهرسة.
کتابداران مایل به طبقهبندی در فهرستبندی نشان میدهند.
أنشأ الخبير المولع بالتصنيفات نظام فهرسة شامل.
متخصص عاشق طبقهبندی سیستم فهرستبندی جامعی ایجاد کرد.
الطلاب ذوو التفضيلات المولعة بالتصنيفات يزدهرون في بيئات منظمة.
دانشجویان با علایق عاشق طبقهبندی در محیطهای سازماندهی موفق میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید