rufous

[ایالات متحده]/'ruːfəs/
[بریتانیا]/'rʊfəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز.

عبارات و ترکیب‌ها

rufous color

رنگ نارنجی

rufous feathers

پرهای نارنجی

rufous fox

روباه نارنجی

rufous-bellied thrush

مرغ کوکبک با شکم نارنجی

جملات نمونه

margin revolute;apex acute;abaxial surface sparsely rufous-tomentose, indumentum ± detersile, midrib sparsely glandular-hairy;

حاشیه برگشته; نوک تیز; سطح پشتی به طور پراکنده با کرک‌های قرمز-پوشیده، پوشش ± غیرقابل جدا شدن، میانه ریشه به طور پراکنده با کرک‌های غلوی;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید