ruin someone's life
نابودی زندگی کسی
ruin a relationship
خراب کردن یک رابطه
bring to ruin
به ورشکستگی کشاندن
ruin one's reputation
کثیف کردن حیثیت کسی
ruin a plan
خراب کردن یک برنامه
in ruins
در حال زوال
financial ruin
نابودی مالی
the ruins of the castle.
آثار قلعه
the church is a ruin now.
اکنون کلیسا ویران شده است.
conspire to ruin sb.
برای نابودی او توطئهچینیدند.
This flood will be the ruin of the harvest.
این سیل باعث نابودی محصول خواهد شد.
The country was in ruin and convulsion.
کشور در حال زوال و آشفتگی بود.
the ruin of his hopes
زوال امیدهایش
He was ruined by speculation.
او به دلیل спекуляция ورشکست شد.
ruined the family's good name.
نام خانوادگی خوب را خراب کرد.
ruins steeped in gloom
آثار غرق در تاریکی
The storm ruined the crops.
طوفان محصولات را از بین برد.
The city was in ruins at the end of the war.
شهر در پایان جنگ ویران شده بود.
We saw the ruins of the church.
ما از ویرانههای کلیسا دیدن کردیم.
I was ruined by that law case.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم.
A collision with parliament could ruin the government's plans.
برخورد با پارلمان میتواند برنامههای دولت را خراب کند.
The storm ruined our wheat.
طوفان گندم ما را از بین برد.
Ruin stared him in the face.
زوال به او چشم دوخته بود.
I was ruined by that law case, I'm a ruined man.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم، من یک مرد ورشکسته هستم.
We plan to visit the venerable ruins of the abbey.
ما قصد داریم از آثار باستانی و محترم صومعه دیدن کنیم.
the abbey lies in ruins today.
امروز صومعه در حال ویرانی است.
Your blunder has not ruined everything.
اشتباه شما همه چیز را خراب نکرده است.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireOnly ISIS could turn ruins into ruins.
فقط داعش میتوانست خرابهها را به خرابهها تبدیل کند.
منبع: CNN Select March 2017 CollectionAlso known is that time Facebook ruined Christmas.
همچنین مشخص است که زمانهایی وجود داشته که فیسبوک تعطیلات را خراب کرد.
منبع: CNN 10 Student English February 2019 CompilationNaming names would only ruin the effect.
نام بردن نامها فقط اثر را خراب میکند.
منبع: TimeMadison... - No. Why are you ruining this?
میدیسون... - نه. چرا داری خرابش میکنی؟
منبع: Our Day Season 2Uh, the one before I ruined everything.
اممم، قبل از اینکه همه چیز را خراب کردم.
منبع: S03This article's about how their lives get ruined.
این مقاله درباره این است که چگونه زندگی آنها خراب میشود.
منبع: Celebrity Speech CompilationHe will not stop until he ruins me.
او تا زمانی که مرا خراب نکند دست از سرش برنخواهد داشت.
منبع: Billions Season 1A little girl like you cannot ruin my plans!
یک دختر کوچک مثل شما نمیتواند نقشههای من را خراب کند!
منبع: Bedtime stories for childrenThis fish is far too expensive to be ruined.
این ماهی خیلی گران است که خراب شود.
منبع: Victoria Kitchenruin someone's life
نابودی زندگی کسی
ruin a relationship
خراب کردن یک رابطه
bring to ruin
به ورشکستگی کشاندن
ruin one's reputation
کثیف کردن حیثیت کسی
ruin a plan
خراب کردن یک برنامه
in ruins
در حال زوال
financial ruin
نابودی مالی
the ruins of the castle.
آثار قلعه
the church is a ruin now.
اکنون کلیسا ویران شده است.
conspire to ruin sb.
برای نابودی او توطئهچینیدند.
This flood will be the ruin of the harvest.
این سیل باعث نابودی محصول خواهد شد.
The country was in ruin and convulsion.
کشور در حال زوال و آشفتگی بود.
the ruin of his hopes
زوال امیدهایش
He was ruined by speculation.
او به دلیل спекуляция ورشکست شد.
ruined the family's good name.
نام خانوادگی خوب را خراب کرد.
ruins steeped in gloom
آثار غرق در تاریکی
The storm ruined the crops.
طوفان محصولات را از بین برد.
The city was in ruins at the end of the war.
شهر در پایان جنگ ویران شده بود.
We saw the ruins of the church.
ما از ویرانههای کلیسا دیدن کردیم.
I was ruined by that law case.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم.
A collision with parliament could ruin the government's plans.
برخورد با پارلمان میتواند برنامههای دولت را خراب کند.
The storm ruined our wheat.
طوفان گندم ما را از بین برد.
Ruin stared him in the face.
زوال به او چشم دوخته بود.
I was ruined by that law case, I'm a ruined man.
من به دلیل آن پرونده حقوقی ورشکست شدم، من یک مرد ورشکسته هستم.
We plan to visit the venerable ruins of the abbey.
ما قصد داریم از آثار باستانی و محترم صومعه دیدن کنیم.
the abbey lies in ruins today.
امروز صومعه در حال ویرانی است.
Your blunder has not ruined everything.
اشتباه شما همه چیز را خراب نکرده است.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireOnly ISIS could turn ruins into ruins.
فقط داعش میتوانست خرابهها را به خرابهها تبدیل کند.
منبع: CNN Select March 2017 CollectionAlso known is that time Facebook ruined Christmas.
همچنین مشخص است که زمانهایی وجود داشته که فیسبوک تعطیلات را خراب کرد.
منبع: CNN 10 Student English February 2019 CompilationNaming names would only ruin the effect.
نام بردن نامها فقط اثر را خراب میکند.
منبع: TimeMadison... - No. Why are you ruining this?
میدیسون... - نه. چرا داری خرابش میکنی؟
منبع: Our Day Season 2Uh, the one before I ruined everything.
اممم، قبل از اینکه همه چیز را خراب کردم.
منبع: S03This article's about how their lives get ruined.
این مقاله درباره این است که چگونه زندگی آنها خراب میشود.
منبع: Celebrity Speech CompilationHe will not stop until he ruins me.
او تا زمانی که مرا خراب نکند دست از سرش برنخواهد داشت.
منبع: Billions Season 1A little girl like you cannot ruin my plans!
یک دختر کوچک مثل شما نمیتواند نقشههای من را خراب کند!
منبع: Bedtime stories for childrenThis fish is far too expensive to be ruined.
این ماهی خیلی گران است که خراب شود.
منبع: Victoria Kitchenلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید