runny nose
بینی آبکی
runny eggs
تخم مرغ آبکی
runny consistency
غلظت آبکی
runny batter
مایه آبکی
runny icing; a runny nose.
پوشش آبکی؛ آبریزش بینی.
a child with a runny nose
کودکی که بینیاش آبریزش دارد
That child’s nose is runny because she has a cold.
بینی آن کودک به دلیل سرماگرفتگی آبریزش دارد.
the soufflé was hard on top and quite runny underneath.
سوفتله در بالا سفت و در پایین نسبتاً آبکی بود.
Casu marzu is a runny white cheese made by injecting Pecorino Sardo cheese with cheese-eating larvae that measure about one-half inch long.
کاسو مارزو یک پنیر سفید روان است که با تزریق لاروهای پنیر خوار به پنیر پکورینو ساردو که طول آنها حدود یک و نیم اینچ است، تهیه می شود.
Or your child's best friend, the one who showed up for a playdate with a runny nose and a short supply of tissues.
یا دوست صمیمی فرزند شما، همان کسی که برای یک قرار بازی با بینی آبریزش و مقدار کمی دستمال کاغذی حاضر شد.
runny nose
بینی آبکی
runny eggs
تخم مرغ آبکی
runny consistency
غلظت آبکی
runny batter
مایه آبکی
runny icing; a runny nose.
پوشش آبکی؛ آبریزش بینی.
a child with a runny nose
کودکی که بینیاش آبریزش دارد
That child’s nose is runny because she has a cold.
بینی آن کودک به دلیل سرماگرفتگی آبریزش دارد.
the soufflé was hard on top and quite runny underneath.
سوفتله در بالا سفت و در پایین نسبتاً آبکی بود.
Casu marzu is a runny white cheese made by injecting Pecorino Sardo cheese with cheese-eating larvae that measure about one-half inch long.
کاسو مارزو یک پنیر سفید روان است که با تزریق لاروهای پنیر خوار به پنیر پکورینو ساردو که طول آنها حدود یک و نیم اینچ است، تهیه می شود.
Or your child's best friend, the one who showed up for a playdate with a runny nose and a short supply of tissues.
یا دوست صمیمی فرزند شما، همان کسی که برای یک قرار بازی با بینی آبریزش و مقدار کمی دستمال کاغذی حاضر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید