rutabaga

[ایالات متحده]/ˌruːtəˈbeɪɡə/
[بریتانیا]/ˌruːtəˈbeɪɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلم سوئدی; کلزا; زن زشت (زبان عامیانه); یک دلار (زبان عامیانه)
Word Forms
جمعrutabagas

عبارات و ترکیب‌ها

rutabaga soup

سوپ شلغم

roasted rutabaga

شلغم کبابی

rutabaga mash

پوره شلغم

rutabaga salad

سالاد شلغم

rutabaga fries

سیب زمینی سرخ شده شلغم

rutabaga stew

خورش شلغم

rutabaga puree

پوره شلغم

rutabaga casserole

کاسرول شلغم

rutabaga chips

چیپس شلغم

rutabaga recipe

دستور پخت شلغم

جملات نمونه

rutabaga can be used in soups and stews.

می‌توان از شلغم در سوپ‌ها و خورش‌ها استفاده کرد.

she roasted rutabaga with olive oil and herbs.

او شلغم را با روغن زیتون و گیاهان معطر کباب کرد.

rutabaga is a nutritious root vegetable.

شلغم یک سبزیجات ریشه‌ای مغذی است.

he added grated rutabaga to the salad.

او شلغم رنده شده را به سالاد اضافه کرد.

rutabaga mash is a great alternative to potatoes.

پوره شلغم یک جایگزین عالی برای سیب زمینی است.

they served rutabaga fries at the restaurant.

آنها سیب زمینی سرخ کرده شلغم را در رستوران سرو کردند.

rutabaga can be stored for several months.

می‌توان شلغم را برای چند ماه نگهداری کرد.

she grew rutabaga in her vegetable garden.

او شلغم را در باغ سبزیجات خود کشت.

rutabaga has a slightly sweet and earthy flavor.

شلغم طعم کمی شیرین و خاکی دارد.

he prepared a rutabaga casserole for dinner.

او یک کاسرول شلغم برای شام آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید