safeties

[ایالات متحده]/ˈseɪftiz/
[بریتانیا]/ˈseɪftiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ایمنی؛ امنیت؛ آرامش ذهن؛ حالت ایمن بودن؛ آزادی از خطر

عبارات و ترکیب‌ها

safeties first

ایمنی اول

safeties in place

ایمنی در محل

safeties secured

ایمنی تأمین شده

safeties checked

بررسی ایمنی

safeties ensured

ایمنی تضمین شده

safeties maintained

نگهداری ایمنی

safeties monitored

نظارت بر ایمنی

safeties updated

به‌روزرسانی ایمنی

safeties evaluated

ارزیابی ایمنی

safeties implemented

اجرای ایمنی

جملات نمونه

we need to prioritize the safeties of our employees.

ما باید ایمنی کارکنان خود را در اولویت قرار دهیم.

the company has implemented new safeties in the workplace.

شرکت ایمنی‌های جدیدی را در محل کار اجرا کرده است.

safety drills are essential for ensuring the safeties of all staff.

مانورهای ایمنی برای اطمینان از ایمنی همه کارکنان ضروری هستند.

regular maintenance checks improve the safeties of machinery.

بازرسی‌های منظم تعمیر و نگهداری باعث بهبود ایمنی ماشین‌آلات می‌شود.

we must adhere to the safeties outlined in the manual.

ما باید به ایمنی‌های ذکر شده در دفترچه راهنما پایبند باشیم.

the new guidelines focus on enhancing the safeties of our products.

دستورالعمل‌های جدید بر بهبود ایمنی محصولات ما تمرکز دارند.

training programs are designed to promote workplace safeties.

برنامه‌های آموزشی برای ترویج ایمنی محل کار طراحی شده‌اند.

emergency exits are crucial for the safeties of everyone in the building.

خروجهای اضطراری برای ایمنی همه افراد در ساختمان حیاتی هستند.

we conduct regular audits to assess the safeties of our operations.

ما به طور منظم ممیزی انجام می‌دهیم تا ایمنی عملیات خود را ارزیابی کنیم.

investing in new technology can enhance the safeties of our services.

سرمایه‌گذاری در فناوری جدید می‌تواند ایمنی خدمات ما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید