sangha

[ایالات متحده]/ˈsæŋɡə/
[بریتانیا]/ˈsɑːŋɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جامعه بودایی راهبان و راهبه‌ها; منطقه‌ای در کنگو

عبارات و ترکیب‌ها

sangha community

جامعه سانگها

supportive sangha

سانگهای پشتیبان

local sangha

سانگهای محلی

sangha members

اعضای سانگها

sangha practice

تمرین سانگها

sangha gathering

همایش سانگها

sangha retreat

بازنشستگی سانگها

sangha support

حمایت سانگها

sangha teachings

آموزش‌های سانگها

sangha leaders

رهبران سانگها

جملات نمونه

the sangha plays a vital role in buddhist communities.

جامعه‌ی سانگا نقش مهمی در جوامع بودایی ایفا می‌کند.

joining the sangha can deepen your spiritual practice.

پیوستن به سانگا می‌تواند تمرین معنوی شما را عمیق‌تر کند.

many people find solace in the sangha's teachings.

بسیاری از افراد آرامش را در تعالیم سانگا می‌یابند.

the sangha encourages mindfulness and compassion.

سانگا توجه به ذهن و شفقت را تشویق می‌کند.

participating in the sangha fosters a sense of community.

شرکت در سانگا باعث ایجاد حس اجتماعیت می‌شود.

the sangha provides support during challenging times.

سانگا در زمان‌های دشوار از حمایت برخوردار است.

many practitioners attend sangha meetings regularly.

بسیاری از عمل‌کنندگان به طور منظم در جلسات سانگا شرکت می‌کنند.

the sangha helps individuals on their spiritual journey.

سانگا به افراد در سفر معنوی آنها کمک می‌کند.

through the sangha, we learn from each other.

از طریق سانگا، ما از یکدیگر یاد می‌گیریم.

the sangha is a source of inspiration and guidance.

سانگا منبع الهام و راهنمایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید