satellites

[ایالات متحده]/ˈsæt.əl.aɪts/
[بریتانیا]/ˈsæt.ə.laɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ماهواره; ماهواره‌های مصنوعی; دول ماهواره‌ای; دول واسیال

عبارات و ترکیب‌ها

communication satellites

ماهواره‌های مخابراتی

weather satellites

ماهواره‌های هواشناسی

navigation satellites

ماهواره‌های ناوبری

spy satellites

ماهواره‌های تجسسی

artificial satellites

ماهواره‌های مصنوعی

geostationary satellites

ماهواره‌های geosynchronous

satellites orbiting

ماهواره‌های در حال گردش

satellites launched

ماهواره‌های پرتاب شده

satellites tracking

ماهواره‌های ردیابی

satellites signals

سیگنال‌های ماهواره

جملات نمونه

satellites orbit the earth at high speeds.

ماهواره‌ها با سرعت بالا به دور زمین می‌چرخند.

many countries launch their own satellites.

بسیاری از کشورها ماهواره‌های خود را پرتاب می‌کنند.

satellites provide crucial data for weather forecasting.

ماهواره‌ها داده‌های حیاتی برای پیش‌بینی هواشناسی ارائه می‌دهند.

the communication satellites enable global connectivity.

ماهواره‌های ارتباطی امکان اتصال جهانی را فراهم می‌کنند.

satellites are essential for gps navigation.

ماهواره‌ها برای مسیریابی GPS ضروری هستند.

research satellites collect information about climate change.

ماهواره‌های تحقیقاتی اطلاعاتی در مورد تغییرات آب و هوایی جمع‌آوری می‌کنند.

some satellites are used for military purposes.

برخی از ماهواره‌ها برای اهداف نظامی استفاده می‌شوند.

satellites can help track wildlife migrations.

ماهواره‌ها می‌توانند به ردیابی مهاجرت حیات وحش کمک کنند.

new satellites are being developed to improve internet access.

ماهواره‌های جدید در حال توسعه برای بهبود دسترسی به اینترنت هستند.

satellites play a vital role in disaster management.

ماهواره‌ها نقش حیاتی در مدیریت بحران ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید