our saviors
نجات دهندگان ما
saviors of humanity
نجات دهندگان بشریت
saviors come
نجات دهندگان می آیند
saviors arise
نجات دهندگان ظهور می کنند
saviors unite
نجات دهندگان متحد می شوند
saviors needed
نجات دهندگان مورد نیاز هستند
saviors appear
نجات دهندگان ظاهر می شوند
saviors lead
نجات دهندگان هدایت می کنند
saviors rise
نجات دهندگان سر بلند می شوند
find saviors
نجات دهندگان را پیدا کنید
many believe that teachers are the saviors of the future.
بسیاری معتقدند که معلمان نجاتدهندگان آینده هستند.
in times of crisis, our leaders must act as saviors.
در زمان بحران، رهبران ما باید مانند نجاتدهندگان عمل کنند.
the volunteers were seen as saviors by the local community.
داوطلبان توسط جامعه محلی به عنوان نجاتدهنده دیده میشدند.
some people view technology as the saviors of modern life.
برخی افراد فناوری را به عنوان نجاتدهنده زندگی مدرن میبینند.
during the storm, the rescuers were the saviors for those trapped.
طی طوفان، امدادگران نجاتدهندگان کسانی بودند که گرفتار شده بودند.
he felt like he was the savior of his family during tough times.
او احساس میکرد که در زمانهای سخت، ناجی خانوادهاش است.
many movies depict superheroes as saviors of the world.
فیلمهای زیادی ابرقهرمانان را به عنوان نجاتدهندگان جهان به تصویر میکشند.
in literature, the protagonist often becomes the savior.
در ادبیات، اغلب شخصیت اصلی به ناجی تبدیل میشود.
she dedicated her life to being a savior for abandoned animals.
او زندگی خود را وقف نجات حیوانات رها شده کرد.
some people see faith as their savior in difficult times.
برخی افراد ایمان را به عنوان ناجی خود در زمانهای سخت میبینند.
our saviors
نجات دهندگان ما
saviors of humanity
نجات دهندگان بشریت
saviors come
نجات دهندگان می آیند
saviors arise
نجات دهندگان ظهور می کنند
saviors unite
نجات دهندگان متحد می شوند
saviors needed
نجات دهندگان مورد نیاز هستند
saviors appear
نجات دهندگان ظاهر می شوند
saviors lead
نجات دهندگان هدایت می کنند
saviors rise
نجات دهندگان سر بلند می شوند
find saviors
نجات دهندگان را پیدا کنید
many believe that teachers are the saviors of the future.
بسیاری معتقدند که معلمان نجاتدهندگان آینده هستند.
in times of crisis, our leaders must act as saviors.
در زمان بحران، رهبران ما باید مانند نجاتدهندگان عمل کنند.
the volunteers were seen as saviors by the local community.
داوطلبان توسط جامعه محلی به عنوان نجاتدهنده دیده میشدند.
some people view technology as the saviors of modern life.
برخی افراد فناوری را به عنوان نجاتدهنده زندگی مدرن میبینند.
during the storm, the rescuers were the saviors for those trapped.
طی طوفان، امدادگران نجاتدهندگان کسانی بودند که گرفتار شده بودند.
he felt like he was the savior of his family during tough times.
او احساس میکرد که در زمانهای سخت، ناجی خانوادهاش است.
many movies depict superheroes as saviors of the world.
فیلمهای زیادی ابرقهرمانان را به عنوان نجاتدهندگان جهان به تصویر میکشند.
in literature, the protagonist often becomes the savior.
در ادبیات، اغلب شخصیت اصلی به ناجی تبدیل میشود.
she dedicated her life to being a savior for abandoned animals.
او زندگی خود را وقف نجات حیوانات رها شده کرد.
some people see faith as their savior in difficult times.
برخی افراد ایمان را به عنوان ناجی خود در زمانهای سخت میبینند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید