scapulae

[ایالات متحده]/'skæpjʊləɪ/
[بریتانیا]/'skæpjəˌli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع اسکلتی؛ تیغه‌های شانه

عبارات و ترکیب‌ها

shoulder blades scapulae

شانه‌های اسکاپولا

scapulae position

موقعیت اسکاپولا

scapulae movement

حرکت اسکاپولا

scapulae stability

پایداری اسکاپولا

scapulae anatomy

آناتومی اسکاپولا

scapulae muscles

عضلات اسکاپولا

scapulae injuries

آسیب‌های اسکاپولا

scapulae exercises

تمرینات اسکاپولا

scapulae alignment

ترازی اسکاپولا

scapulae pain

درد اسکاپولا

جملات نمونه

the scapulae play a crucial role in shoulder movement.

عملکرد اسکاپولا نقش مهمی در حرکت شانه ایفا می‌کند.

injuries to the scapulae can cause significant pain.

آسیب به اسکاپولاً می‌تواند باعث درد قابل توجهی شود.

physical therapy often focuses on strengthening the scapulae.

فیزیوتراپی اغلب بر تقویت اسکاپولاً تمرکز دارد.

the scapulae connect the upper arm to the trunk.

اسکاپولاً بازوی بالایی را به تنه متصل می‌کند.

proper posture helps maintain the alignment of the scapulae.

حالت بدنی مناسب به حفظ تراز اسکاپولاً کمک می‌کند.

scapulae are essential for a wide range of arm movements.

اسکاپولاً برای طیف گسترده‌ای از حرکات دست ضروری است.

exercises targeting the scapulae can improve athletic performance.

تمرینات هدفمند اسکاپولاً می‌تواند عملکرد ورزشی را بهبود بخشد.

scapulae injuries often require surgical intervention.

آسیب‌های اسکاپولاً اغلب نیاز به مداخله جراحی دارند.

understanding the anatomy of the scapulae is important for medical students.

درک آناتومی اسکاپولاً برای دانشجویان پزشکی مهم است.

scapulae can be affected by various conditions, including arthritis.

اسکاپولاً می‌تواند تحت تأثیر شرایط مختلفی قرار گیرد، از جمله آرتریت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید