scarves

[ایالات متحده]/skɑːvz/
[بریتانیا]/skɑrvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه‌ای که دور گردن یا سر بسته می‌شود؛ شکل جمع اسکارف؛ مقطع عرضی یا سطح برش

عبارات و ترکیب‌ها

fashion scarves

شال‌های مد

silk scarves

شال‌های ابریشم

wool scarves

شال‌های پشمی

colorful scarves

شال‌های رنگارنگ

warm scarves

شال‌های گرم

knitted scarves

شال‌های بافتنی

designer scarves

شال‌های طراحی شده

cotton scarves

شال‌های نخی

printed scarves

شال‌های چاپ شده

long scarves

شال‌های بلند

جملات نمونه

she has a collection of beautiful scarves.

او مجموعه‌ای از شال‌های زیبا دارد.

he wrapped the scarves around his neck for warmth.

او شال‌ها را دور گردنش پیچید تا گرم شود.

these scarves come in various colors and patterns.

این شال‌ها در رنگ‌ها و طرح‌های مختلف عرضه می‌شوند.

she loves to wear scarves in the winter.

او عاشق پوشیدن شال در زمستان است.

they sell handmade scarves at the local market.

آنها شال‌های دست‌ساز را در بازار محلی می‌فروشند.

he gifted her a set of silk scarves.

او یک مجموعه شال ابریشمی به او هدیه داد.

scarves are a great accessory for any outfit.

شال‌ها یک لوازم جانبی عالی برای هر لباسی هستند.

she learned different ways to tie her scarves.

او راه‌های مختلف بستن شال‌هایش را یاد گرفت.

during the fashion show, the models wore colorful scarves.

در طول نمایش مد، مدل‌ها شال‌های رنگارنگ پوشیدند.

scarves can be made from various materials like wool and cotton.

شال‌ها را می‌توان از مواد مختلف مانند پشم و پنبه تهیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید