scary

[ایالات متحده]/ˈskeəri/
[بریتانیا]/ˈskeri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث ترس یا وحشت؛ ترسناک؛ وحشت‌انگیز.
Word Forms
صفت عالیscariest
صفت تفضیلیscarier

جملات نمونه

Voyeurs are scary, but they are usually harmless.

تماشاچیان وحشتناک هستند، اما معمولاً بی‌ضررند.

it was scary the way they bonded with each other.

طرز پیوند خوردن آنها با یکدیگر ترسناک بود.

he may look scary, but people assure us he's really a pussycat.

ممکن است ترسناک به نظر برسد، اما مردم اطمینان می دهند که او واقعاً یک گربه ملوس است.

The creatures themselves are veiny, scary, and bordering on the grotesque, with Satan-worthy roars.

خود موجودات رگدار، ترسناک و در آستانه عجیب و غریب هستند، با غرش شایسته شیطان.

Just be careful how you tell him—he’s got a very quick temper and he’s quite scary when he’s angry!

فقط مراقب باشید چگونه به او بگویید - او خیلی زود عصبانی می شود و وقتی عصبانی است ترسناک است!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید