schnitzel

[ایالات متحده]/ˈʃnɪtsəl/
[بریتانیا]/ˈʃnɪtsəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتلت سرخ شده گوشت; پتی گوشت آردی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chicken schnitzel

اس Schnitzel مرغ

pork schnitzel

اس Schnitzel گوشت خوک

schnitzel sandwich

ساندویچ اس Schnitzel

schnitzel platter

ظرف اس Schnitzel

veal schnitzel

اس Schnitzel گوساله

schnitzel fries

سیب زمینی سرخ کرده اس Schnitzel

schnitzel sauce

سس اس Schnitzel

schnitzel meal

وعده غذایی اس Schnitzel

schnitzel with lemon

اس Schnitzel با لیمو

vegetarian schnitzel

اس Schnitzel گیاهی

جملات نمونه

my favorite dish is chicken schnitzel.

غذاي مورد علاقه من شنيتسل مرغ است.

we ordered a pork schnitzel for dinner.

ما برای شام شنيتسل گوشت سفارش داديم.

he enjoys making schnitzel from scratch.

او از درست کردن شنيتسل از ابتدا لذت می برد.

she served her schnitzel with a side of potatoes.

او شنيتسل خود را با سیب زمینی سرو کرد.

schnitzel is a popular dish in germany.

شنیزل یک غذای محبوب در آلمان است.

they had a schnitzel festival last weekend.

آنها آخر هفته گذشته یک جشنواره شنيتسل داشتند.

he prefers his schnitzel crispy and golden brown.

او ترجیح می دهد شنيتسلش ترد و طلایی قهوه ای باشد.

we topped the schnitzel with lemon juice.

ما شنيتسل را با آب لیمو پوشاندیم.

she learned how to cook schnitzel from her grandmother.

او یاد گرفت که شنيتسل را از مادربزرگش درست کند.

he paired his schnitzel with a fresh salad.

او شنيتسل خود را با یک سالاد تازه همراه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید