scones

[ایالات متحده]/skɒnz/
[بریتانیا]/skɑnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نان‌های پخته شده، نان‌های کوچک گرد؛ اسکون‌ها؛ نوعی بیسکویت

عبارات و ترکیب‌ها

fresh scones

سcones تازه

buttery scones

سcones خامه‌ای

sweet scones

سcones شیرین

savory scones

سcones خوش‌طعم

warm scones

سcones گرم

homemade scones

سcones خانگی

cream scones

سcones کرمی

fruit scones

سcones میوه‌ای

tea scones

سcones چای

mini scones

سcones کوچک

جملات نمونه

we enjoyed fresh scones with clotted cream.

ما از خوردن شیرینی‌های تازه اسکان با خامه غلیظ لذت بردیم.

she baked a batch of blueberry scones.

او یک دسته شیرینی اسکان بلوبری پخت.

would you like some scones with your tea?

آیا دوست دارید با چای خود شیرینی اسکان بخورید؟

they served warm scones at the café.

آنها شیرینی اسکان گرم در کافه سرو کردند.

my grandmother's scones are the best i've ever tasted.

شیرینی‌های اسکان مادربزرگم بهترین چیزی است که تا به حال چشیده ام.

we had a delightful afternoon tea with scones.

ما یک بعد از ظهر دلپذیر با چای و شیرینی اسکان داشتیم.

she added raisins to her scone recipe.

او کشمش به دستورالعمل شیرینی اسکان خود اضافه کرد.

he prefers savory scones over sweet ones.

او ترجیح می دهد شیرینی اسکان شور را به شیرین بخورد.

they often eat scones for breakfast.

آنها اغلب شیرینی اسکان را برای صبحانه می خورند.

she topped her scones with strawberry jam.

او شیرینی اسکان خود را با مربای توت فرنگی پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید