screw-head

[ایالات متحده]/[skruː hed]/
[بریتانیا]/[skruː hed]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت مدور یا شکل داده شده سر یک گوشتی؛ سر گوشتی (که به کل گوشتی اشاره می‌کند، به ویژه در زمینه‌ای که سر آن مهم است).

عبارات و ترکیب‌ها

screw-head size

اندازه سر پیچ

screw-head type

نوع سر پیچ

screw-head removal

حذف سر پیچ

screw-head damage

آسیب سر پیچ

screw-head design

طراحی سر پیچ

screw-head material

مواد سر پیچ

screw-head cutter

برش سر پیچ

screw-headed man

مرد با سر پیچ

screw-head thread

دندانه سر پیچ

screw-head protector

محافظ سر پیچ

جملات نمونه

he tightened the screw-head with a wrench.

او با یک گوشه‌چک مهره را گیر داد.

the stripped screw-head was difficult to remove.

مهره‌ای که خورد شده بود، جدا کردن آن دشوار بود.

i need a new screw-head for this project.

من برای این پروژه یک مهره جدید نیاز دارم.

the screw-head was rusted and stuck in place.

مهره زنگ زده بود و در جای خود گیج شده بود.

she replaced the damaged screw-head immediately.

او به محض آسیب دیدن مهره، آن را جایگزین کرد.

he used a screwdriver to turn the screw-head.

او از یک گوشه‌چک برای چرخاندن مهره استفاده کرد.

the flat-head screw-head was perfect for the job.

مهره گوشه‌چک مسطح برای این کار کاملاً مناسب بود.

make sure the screw-head is flush with the surface.

مطمئن شوید که مهره با سطح در یک سطح باشد.

the rounded screw-head prevented scratching the wood.

مهره گوشه‌چک گرد جلوگیری از خراشیدن چوب را انجام داد.

he lost the screw-head while assembling the furniture.

او در حال جمع آوری مبلمان مهره را از دست داد.

a phillips screw-head requires a phillips screwdriver.

یک مهره گوشه‌چک فیلیبس نیاز به یک گوشه‌چک فیلیبس دارد.

the screw-head size was clearly marked on the package.

اندازه مهره روی بسته‌بندی به وضوح نشان داده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید