scurrilous

[ایالات متحده]/'skʌrɪləs/
[بریتانیا]/'skɝələs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتذل، نامناسب
adv. به شیوه‌ای مبتذل
n. مبتذل بودن، نامناسب بودن

جملات نمونه

a scurrilous attack on someone

حمله مشوخ و تحقیرآمیز به کسی

a scurrilous attack on his integrity.

حمله مشوخ و تحقیرآمیز به اعتبار او

a very funny collection of bawdy and scurrilous writings.

یک مجموعه بسیار خنده‌دار از نوشته‌های مبتذل و بی‌ادبانه.

make scurrilous attacks upon sb.

انجام حملات مشوخ و تحقیرآمیز به کسی

The hoodlums defiled the church with their scurrilous writing.

گربان ها با نوشته های زننده خود کلیسا را آلوده کردند.

He spent much of the campaign on the low road, making scurrilous and unsubstantiated remarks about the incumbent's past.

او بخش زیادی از کمپین را در مسیر پایین گذراند و اظهارات بی‌ربط و غیرقابل اثبات در مورد گذشته نامزد فعلی کرد.

نمونه‌های واقعی

It seems His Excellency has made him privy to a scurrilous story concerning Lady Mary and the late Mr Pamuk.

به نظر می‌رسد مقام عالی‌مقام ایشان ایشان را در جریان یک داستان مشوخ و نادرست درباره لیدی مری و آقای باموک درگذشته قرار داده است.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

Satan dropped it there, I take it, intending a scurrilous jest against your reverence.

حدس می‌زنم شیطان آن را آنجا انداخت، با این قصد که یک شوخی مشوخ و نادرست علیه شما انجام دهد.

منبع: Red characters

I did this with a heavy heart and a deep commitment to fight these scurrilous charges.

من این کار را با قلبی سنگین و تعهد عمیقی برای مبارزه با این اتهامات مشوخ و نادرست انجام دادم.

منبع: The Good Wife Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید