scuttling

[ایالات متحده]/ˈskʌt.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskʌt.əl.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل عمدی غرق کردن یک کشتی؛ عمل ایجاد سوراخ در کف کشتی یا باز کردن دریچه‌های دریایی برای غرق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scuttling away

فرار کردن

scuttling around

چپ و راست رفتن

scuttling back

برگشتن

scuttling off

رفتن

scuttling home

رفتن به خانه

scuttling past

عبور کردن

scuttling down

رفتن به پایین

scuttling about

اینجا و آنجا رفتن

scuttling forward

رفتن به جلو

جملات نمونه

the crab was scuttling across the sandy beach.

خرچنگ در حال خزیدن روی ساحل شنی بود.

she noticed a mouse scuttling away from the cat.

او متوجه شد که موشی در حال دور شدن از گربه است.

they saw small insects scuttling under the rocks.

آنها حشرات کوچکی را در حال خزیدن زیر سنگ‌ها دیدند.

the children were scuttling around the playground.

کودکان در حال بازی و جست و خیز در زمین بازی بودند.

he felt something scuttling in his backpack.

او چیزی را در حال خزیدن در کوله‌پشتی‌اش احساس کرد.

scuttling sounds could be heard in the attic.

صدای خزیدن از زیر شیروانی شنیده می‌شد.

the dog chased after the scuttling squirrel.

سگ تعقیب سنجاب در حال خزیدن را کرد.

she watched the ants scuttling back to their nest.

او تماشاگر بازگشت مورچه‌ها به لانه خود بود.

as night fell, shadows began scuttling across the ground.

همانطور که شب فرا می‌رسید، سایه‌ها شروع به حرکت روی زمین کردند.

he was scuttling to catch the bus before it left.

او در حال عجله برای گرفتن اتوبوس قبل از رفتنش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید