seasonably

[ایالات متحده]/ˈsiː.zən.ə.bli/
[بریتانیا]/ˈsiː.zən.ə.bli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در فصل مناسب؛ به موقع؛ مطابق با فصل؛ در زمان مناسب

عبارات و ترکیب‌ها

seasonably warm

گرم و مناسب فصل

seasonably cool

خنک و مناسب فصل

seasonably dry

خشک و مناسب فصل

seasonably wet

مرطوب و مناسب فصل

seasonably appropriate

مناسب و متناسب با فصل

seasonably adjusted

تنظیم شده با توجه به فصل

seasonably high

بالا و مناسب فصل

seasonably low

پایین و مناسب فصل

seasonably mild

معتدل و مناسب فصل

seasonably busy

شلوغ و مناسب فصل

جملات نمونه

we should dress seasonably for the outdoor event.

ما باید متناسب با فصل برای رویداد فضای باز لباس بپوشیم.

the flowers bloom seasonably in spring.

گل‌ها در بهار به طور فصلی شکوفه می‌دهند.

it's important to eat seasonably for better health.

برای سلامتی بهتر، خوردن متناسب با فصل مهم است.

they plan to launch the product seasonably before the holidays.

آنها قصد دارند محصول را قبل از تعطیلات به طور فصلی عرضه کنند.

seasonably, the weather has turned cooler.

به طور فصلی، هوا خنک‌تر شده است.

we should adjust our menu to feature seasonably available ingredients.

ما باید منوی خود را برای استفاده از مواد اولیه در دسترس در فصل تنظیم کنیم.

the fashion industry often releases collections seasonably.

صنعت مد اغلب به طور فصلی مجموعه‌هایی را منتشر می‌کند.

seasonably, the trees begin to change color in autumn.

به طور فصلی، درختان شروع به تغییر رنگ در پاییز می‌کنند.

she prefers to travel seasonably to avoid crowds.

او ترجیح می‌دهد برای اجتناب از جمعیت به طور فصلی سفر کند.

buying seasonably can save you money at the market.

خریدن به طور فصلی می‌تواند در بازار در هزینه شما صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید