seine

[ایالات متحده]/seɪn/
[بریتانیا]/sen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تور ماهیگیری بزرگ؛ یک تور ماهیگیری که به طور عمودی در آب آویزان است و شناورهایی در بالا و وزنه‌هایی در پایین دارد
vt. با تور ماهیگیری گرفتن
vi. با تور ماهیگیری گرفتن
Word Forms
زمان گذشتهseined
صفت یا فعل حال استمراریseining
جمعseines
شکل سوم شخص مفردseines
قسمت سوم فعلseined

عبارات و ترکیب‌ها

seine fishing

ماهیتراشی

seine river

رودخانه سن

seine net

تور سینه

seine boat

کشتی سینه

جملات نمونه

the fishermen then seine the weir.

ماهیت‌گیران سپس توری را در تله می‌اندازند.

they seine whitefish and salmon.

آنها ماهی‌های سفید و سالمون را با توری به دام می‌اندازند.

Monet's Mornings on the Seine series, with their hushed and delicate mood.

سری Mornings on the Seine اثر Monet با حال و هوای آرام و لطیف.

Nokia will in Japan künftig nur noch seine Edel-Handys der Marke Vertu anbieten, die einige tausend Euro kosten.

Nokia در ژاپن فقط گوشی‌های لوکس برند Vertu خود را که چند هزار یورو هزینه دارند، عرضه خواهد کرد.

Der italienische Adel sch tzte den Deutschen, so das er bald auch in Venedig seine Opern auff hren konnte.

اشراف ایتالیایی از آلمانی حمایت کرد، بنابراین او به زودی توانست اپراهای خود را در ونیز نیز اجرا کند.

fishing with a seine net

ماهیگیری با تور سینه

to seine for shrimp

برای صید میگوی سینه

a seine fishing boat

کشتی ماهیگیری سینه

to drag the seine along the river

کشیدن تور سینه در امتداد رودخانه

to haul in the seine

کشیدن تور سینه

a traditional method of seine fishing

یک روش سنتی ماهیگیری با تور سینه

to mend the holes in the seine

ترمیم سوراخ‌های تور سینه

to set up the seine for fishing

آماده کردن تور سینه برای ماهیگیری

to pull the seine out of the water

کشیدن تور سینه از آب

to gather the fish caught in the seine

جمع‌آوری ماهی‌های گرفته شده در تور سینه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید